امر سیاسی،آپاراتوس های قدرت ؛ بازخوانی تئوریکال چرایی و چگونگی بازتولید معنایی گفتمان انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.47176/irsj.2025.1279چکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی دقیق و نظام مند از چرایی و چگونگی وقوع انقلاب اسلامی به واسطه درک و تبیین چگونگی هژمونیک شدن گفتمان، هویت و معنای انقلاب اسلامی ایران از طریق تقابل و منازعات سامانههای ارزش ساز یا آپاراتوس های قدرت برای تثبیت معنا ، مفصل بندی و طرد و برجسته سازی هویتهای گفتمانی خود میباشد. سؤال اصلی نوشتار پیش رو به این صورت است که چگونه آپاراتوس های قدرت در دوران سلطنت پهلوی با بحران معنایی مواجه شده و گفتمان انقلاب اسلامی با بازتولید معانی خود سوژه و وضعیت انقلابی را در ایران به وجود آورد؟ در این نوشتار با به کارگیری چارچوب نظری-روشی از رویکردهای گفتمانی و نظریههای بازتولید قدرت در اندیشه سیاسی معاصر تلاش شده است به این سؤال پرداخته شود . وقوع شرایط انقلابی در ایران را میتوان از خلال ماهیت امر سیاسی ، منازعات معنایی - گفتمانی آپاراتوس های قدرت و بکارگیری تکنولوژیهای نرم افزاری در فرایند انقلاب اسلامی و ساختارشکنی از نظم معنایی گفتمان رسمی قدرت تبیین کرد. به نظر میرسد که سامانههای ارزش ساز ،کانونهای ابژ ه ساز و معنابخش نوپدید در گفتمان انقلاب اسلامی از طریق اخلال در روند بازتولید قدرت و عملکرد آپاراتوس های قدرت در عصر پهلوی و با استفاده از تکنیکهای برجسته سازی قابلیت دسترسی و اعتبار، طرد ،غیریت سازی ، حاشیه راندن و با زوال کشیدن و سایش در سامانهها و آپاراتوس های معناساز رژیم پهلوی در کنار زبان سیاسی و سوژگی امام خمینی (ره) نظم نمادین جدیدی را برساخته کرد که نظم نمادین قبلی و مبانی مشروعیت بخش نظام پهلوی با بحران مواجه شد، موجبات شکل گیری وضعیت انقلابی ، تثبیت معنای گفتمان انقلاب را ایجاد نمودند. همچنین این نظم نمادین توانست گفتمان انقلابی را با انباشت سرمایه اجتماعی همراه کرده، اننقادات سیستماتیک از نظام سیاسی را سامان دهی کند، ارزشها ، نظم نمادین و اپیستمه جدیدی را بازتولید کند، بین ساختار حکومت پهلوی، پندار و زیست جهان فکری جامعه ایرانی شکاف ایجاد کرده، سوژههای انقلابی را در دل بی قراریهای گفتمانی دهه 50 در ساختن نظم سیاسی- اجتماعی جدید به حرکت در آورد.