کاربست الگوی حکمرانی خوب در مدیریت قومی ـ فرهنگی کلانشهرها در ایران (مورد مطالعه شهر اهواز)
نویسندگان
1 مدرس و پژوهشگر دانشگاه جامع امام حسین (ع)
2 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.47176/irsj.2025.1322چکیده
کلانشهرهای چندقومی بهعنوان نماد پیچیدگیهای جهان معاصر، فضایی پویا از تعامل، تقابل و همزیستی فرهنگها، ادیان و هویتهای مختلف هستند. مدیریت این کلانشهرها نیازمند درکی عمیق از پویاییهای اجتماعی و اتخاذ رویکردهایی منعطف و همهجانبهنگر است. این وضعیت، ضرورت بازتعریف شاخصهای حکمرانی خوب شهری را برای کاهش تنشها و تقویت هم-زیستی مسالمتآمیز پررنگ میسازد. اگرچه نظریههای کلاسیک حکمرانی شهری بر مفاهیمی مانند مشارکت مردمی، شفافیت، و عدالت فضایی تأکید دارند، اما به نظر میرسد این چارچوبها در مواجهه با کلانشهرهای چندفرهنگی مانند اهواز نیازمند بازنگریِ زمینهمحور هستند. بر همین اساس پرسش اصلی این است که کدام شاخصهای حکمرانی خوب میتوانند تنشهای قومی و فرهنگی در اهواز را به شیوهای پایدار مدیریت کنند؟ این مقاله با تمرکز بر اهواز، در پی آن است که با روشی توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر دادههای پیمایشی و اسنادی، شاخصهای حکمرانی خوب که بیشترین تأثیرگذاری در مدیریت تنشهای قومی و فرهنگی دارند را شناسایی و رتبهبندی کند. نتایج آزمون رتبهبندی فریدمن نشان میدهد که بهترتیب سه شاخص شفافیت، قانونمداری و اجماع بالاترین رتبه را در میان شاخصهای حکمروایی خوب تأثیرگذار بر مدیریت قومی و فرهنگی کلانشهر اهواز کسب کردهاند. بر اساس نتایج این پژوهش با توجه به ماهیت مسائل قومی در کلانشهر اهواز بهنظر میرسد تکیه بر شهر چندفرهنگی و فاکتورهای آن بتواند زمینهساز مدیریت مطلوب تنشهای قومی و فرهنگی و نزدیک شدن به شاخصهای حکمروایی خوب در این کلانشهر باشد.