تحلیل مبانی فکری سیاستگذاری دولت احمدینژاد در هدفمند کردن یارانهها
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
3 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.47176/irsj.2025.1307چکیده
مسأله یارانه ها در ایران همواره از مهمترین و چالش برانگیزترین موضوعات در سیاستگذاری اقتصادی بوده است. وجود منابع عظیم انرژی در کشور و حصول درآمد قابل توجه از فروش این منابع از یکسو امکان مداخله اقتصادی دولت از جمله به شکل پرداخت یارانه را فراهم کرده و از سوی دیگر این پتانسیل تا حدی زمینه مطالبه عمومی در خصوص این پرداختها را به وجود آورده است. قانون هدفمند کردن یارانه ها با هدف بهبود توزیع عادلانه درآمدها و تخصیص بهینه منابع در سال ۱۳۸۹اجرا گردید. پرسش اصلی این است که مبانی فکری و گفتمان سیاسی حاکم بر رویکرد اقتصاد سیاسی دولت احمدی نژاد، چگونه اجرای سیاست قانون هدفمند کردن یارانه ها را تحتتأثیر خود قرار داده است؟ فرضیه اصلی این است که، تناقض در مبانی فکری و گفتمان سیاسی عدالت اجتماعی حاکم بر سیاست های اقتصادی و اجتماعی دولت احمدی نژاد، موجب انحراف و ناکارآمدی قانون هدفمندی یارانه ها گردید. گفتمان احمدینژاد با تقلیل پیچیدگیهای اقتصادی به سادهانگارانهترین سطح ممکن، هدفمندسازی یارانهها را نه یک اصلاح اقتصادی فنی، بلکه به مثابه یک انقلاب توزیعی بزرگ تصویر میکرد که میتوانست با انتقال مستقیم منابع به مردم، توازن جدیدی در نظام قدرت ایجاد کند.