رابطه دشواری در نظم‌بخشی هیجانی و باورهای فراشناختی با تفکر ارجاعی در دانش‌آموزان پسر دوره متوسطه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22084/j.psychogy.2017.12178.1484
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه دشواری در نظم­بخشی هیجان و باورهای فراشناختی با تفکر ارجاعی در دانش­آموزان پسر دوره متوسطه بود.   روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه­ی دانش­آموزان پسر دوره متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل می­دادند که مشغول به تحصیل بودند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه آماری، با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای، نمونه­ای به حجم 353 نفر انتخاب شدند. به‌منظور جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه­­ی تفکر ارجاعی اهرینگ و همکاران، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و رومر و پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز، کارترایت-هاوتون استفاده شد. داده­ها با استفاده از آزمون­های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.   یافته­ ها: نتایج نشان داد که تفکر ارجاعی با مؤلفه­های عدم‌پذیرش پاسخ هیجانی، دشواری­های رفتار هدفمند، دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، فقدان شفافیت هیجانی و نمره کل دشواری در نظم­بخشی هیجان رابطه مثبت و معناداری دارد و با دستیابی محدود به هیجان رابطه­ای مشاهده نشد. همچنین تفکر ارجاعی با باور مثبت درباره نگرانی، باور منفی درباره کنترل‌ناپذیری، اطمینان شناختی و خودآگاهی شناختی رابطه مثبت و معناداری دارد و با نیاز به کنترل خود رابطه­ای وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که دشواری­های نظم­بخشی هیجان  و مؤلفه­های عدم‌پذیرش پاسخ­های هیجانی، دشواری­های کنترل تکانه، دشواری­های دست زدن به رفتارهای هدفمند و باورهای فراشناختی و مؤلفه خودآگاهی شناختی به‌طور مثبت و معناداری، می­توانند تفکر ارجاعی دانش­آموزان را پیش‌بینی کنند. نتیجه­گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه­های دشواری در نظم­بخشی هیجان و باورهای فراشناختی بخش قابل‌توجهی از تفکر ارجاعی دانش­آموزان را تبیین می­کنند.