نظریۀ الفاظ مشکک راه حل فارابی و ابنسینا در مواجهه با چالش ارسطویی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jitp.2024.380875.523532چکیده
نظریۀ تشکیک در میان فلاسفۀ مسلمان بسیار محل بحث و نظر بوده است. شواهد حضور این نظریه تا فارابی و ابنسینا قابل ردگیری است. مسئلۀ مقاله حاضر آن است که نظریۀ الفاظ مشکک میراثی ارسطویی است یا نه؟ و همچنین طرح این نظریه جهت حل کدام مشکل بوده است؟ دیدگاه ارسطو نسبت به الفاظ و بویژه لفظ «موجود» با مراجعۀ به آثارش مورد کاوش قرار گرفته است و سپس با نگاه فارابی و ابنسینا در باب الفاظ مقایسه شده است. همچنین ادعای خواجه نصیرالدین طوسی مبتنی بر اینکه این نظریه توسط فلاسفه یونانی نیز طرح شده است، مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. ارسطو الفاظ را صرفا به الفاظ همنام و هممعنی تقسیم میکند و هیچ اشارهای به الفاظ مشکک نمیکند. فارابی الفاظ مشکک را در ذیل الفاظ هممعنی و ابنسینا در منطق الشفاء، این الفاظ را در ذیل الفاظ همنام قرار میدهد. با این حال الفاظ مشکک را همنام صرف محسوب نمیدارد بر خلاف الفاظ متشابه و مشترک که همنام صرف هستند. الفاظ متشابه فاقد معنای واحد اما دارای مشابهتی هستند و الفاظ مشترک فاقد معنای واحد و همچنین فاقد مشابهت هستند. در این مقاله نشان داده میشود که تقسیمبندی ارسطویی از الفاظ در مواجهه با الفاظی همانند «موجود» ناکارآمد است. نظریۀ الفاظ مشکک راه حلی برای حل این مشکل بوده است.