سه مرتبۀ «کلی» و «جزئی» بر مبنای سه سیر فلسفی‏ انطباق ماهوی، اشتمال تشکیکی در مراتب وجودی، احاطه وجود حق بر ظهورات

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22059/jitp.2024.380637.523531
چکیده

بحث «کلی» و «جزئی»، موضوعی مهم و فراگیر در گسترۀ ذهن و عین است. دامنۀ این مبحث از ماهیت تا وجود امتداد می‌یابد و بنابراین بخشی جدایی ناپذیر و تعیین کننده در هر مکتب فکری است. پرسش اینکه: با تغییر در مبانی فلسفی، «کلی» و «جزئی» چه معنا و سرنوشتی می‌یابد؟ در اندیشه ماهوی، کلی و جزئی محدود به حیطه مفهومی و ماهوی است. تشخص هر فرد جزئی به ماهیتی است که مندرج در یک مفهوم کلی‌تر می‌شود. انواع کلی نیز حاصل اعتبارات گوناگون ماهوی است. اما با تغییر دیدگاه به اصالت و وحدت تشکیکی وجود، نقش کلی و جزئی فراتر از انطباق ماهوی افراد، به اشتمال در مراتب طولی وجود نیز گسترش می‌یابد. وجود، در عین جزئیت و تشخص ذاتی، به نحو کلی سعی، شامل تمام مراتب وجودی می‌شود. هر وجود بالاتری حقیقت وجود پایین‌تر و هر وجود سافلی رقیقۀ وجود عالی است. نهایتاً در سیر سوم، جزئی در معنای خاص خود حاکی از احاطۀ حقیقت شخصی وجود بر تجلیات آن و کلی، مبین شمول ظهوری و تشکیکی وجود منبسط بر ظهورات حق است. نتیجه اینکه، کلی یا جزئی، اعتباری است که بسته به تفاوت نظر در هستی‌‌شناسی، عارض بر ماهیت، وجود، یا شئون مرتبط با آنها می‌گردد.

کلیدواژه‌ها