رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و تمایل به مصرف سبز با نقش واسطهای هویت اخلاقی در میان دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30473/ee.2025.71678.2750چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و تمایل به مصرف سبز با توجه به نقش واسطهای هویت اخلاقی در میان دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز انجام گرفت. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه اجرا توصیفی همبستگی بوده است. برای این منظور 384 نفر از دانشآموزان (دختر و پسر) به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و به پرسشنامههای خودگزارشی حاوی مقیاس الگوهای ارتباطی خانواده (فیتز پاتریک و ریچی،2007)، هویت اخلاقی (آکوئینو و رید،2002) و تمایل به مصرف سبز (رابرت و بیکن، 1997) پاسخ دادند ضمناً ویژگیهای فنی (پایایی و روایی) مقیاسهای مورداستفاده، بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. بهطورکلی نتایج تحلیل مسیر نشان داد که الگوی ارتباطی خانواده در دو بعد گفتوشنود و همنوایی بر تمایل به مصرف سبز اثر غیرمستقیم و مثبت دارد و دو بعد برونیسازی و درونی سازی هویت اخلاقی بر تمایل به مصرف سبز اثر مثبت و مستقیم دارد و اثر مستقیم و مثبت الگوی ارتباطی خانواده (گفتوشنود و همنوایی) بر هویت اخلاقی (برونیسازی و درونی سازی) مورد تأیید قرار گرفت. واریانس تبیین شدهی تمایل به مصرف سبز نیز در این پژوهش برابر با 29/0 به دست آمد و درنهایت مشخصههای برازندگی بهدستآمده بیانگر برازش مناسب مدل پیشبینی تمایل به مصرف سبز با جامعه نظری بوده است.