تبیین روششناسی پژوهش استنتاجی ضرورت عقلی در فلسفه تعلیموتربیت اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان
doi
چکیده
روش استنتاج ضرورت عقلی در پژوهشهای فلسفی تعلیموتربیت اسلامی از باارزشترین موضوعاتی است که کانون آگاهی برخی از پژوهشگران این گستره از علوم انسانی قرار گرفته است؛ نوشتار پیش رو بر پایه این پرسش که در استنتاج مدلولهای تربیتی از مبانی فلسفی در فلسفه تعلیموتربیت اسلامی از چه نوع روشی و چگونه میتوان بهره برد؟ و با هدف بررسی و تبیین روش پژوهش استنتاجی ضرورت عقلی در استنتاج مدلولهای تربیتی از مبانی و گزارههای فلسفی و دینی نگاشته شده است. نویسنده در این نوشتار از روش توصیفی ـ تحلیلی و استنتاجی با بهکارگیری منابع کتابخانهای[1] در توصیف مفاهیم، تحلیل و تبیین مسئله بهره جسته است. نگارنده مقاله اینگونه نتیجه میگیرد که روش استنتاجی ضرورت عقلی[2] در مقایسه با قیاس منطقی با ضریب اطمینان بیشتری میتواند در استنتاج مدلولهای تربیتی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. فیلسوف تربیتی میتواند در استنتاج مدلولهای تربیتی از مبانی متافیزیکی و هستیشناختی، شناختشناختی، ارزششناختی، انسانشناختی و الهیاتی بهره جوید. همچنین استنتاج مدلولهای تربیتی نیز بر پایه رابطه ضروری میان مبانی و مؤلفههای تربیتی بر پایه فرمان عقل به چنین ضرورتی است.[1]. در این نوشتار از منابع فلسفه تعلیموتربیت اسلامی و غربی، حکمت متعالیه، فلسفه اسلامی و روششناسی پژوهش در فلسفه تعلیموتربیت استفاده شده است.[2]. در این نوشتار منظور از روش استنتاجی ضروت بالقیاس الی الغیر همان روش استنتاجی ضرورت عقلی است.