بررسی تطبیقی نظریۀ ملاصدرا در باب فضایل معرفتی عقلی با نظریۀ زگزبسکی و پلانتینگا (با تأکید بر کارکرد قوۀ معرفتی کسب باورهای دینی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور ، ایران، تهران
2 دانشیار دانشگاه پیام نور، ایران، تهران، گروه فلسفه
3 دانشیار دانشگاه پیام نور، ایران، تهران، گروه فلسفه
doi
10.22059/jpht.2015.56355چکیده
از مقایسة نظریۀ معرفتشناختی ملاصدرا با نظریۀ معرفتشناختی فضیلتگرایانة معرفتشناسانی مانند زگزبسکی و پلانتینگا، میتوان استنباط کرد که نظریة ملاصدرا جزو نظریههای معرفتشناختی مبتنی بر فضیلت قرار میگیرد. پلانتینگا به فضیلتمندی قوای مولد باور و زگزبسکی علاوه بر آن به تأثیر کارکرد قوای اخلاقی (فضایل اخلاقی) بر کارکرد قوای عقلانی در تولید معرفت توجه کرده است. در واقع هر یک از ایشان به وجهی از مؤلفههای مؤثر بر ایجاد و شکلگیری باور توجه کردهاند و از اینرو نظریۀ کامل و بدون اشکالی نیستند. اما ملاصدرا در نظریۀ معرفتشناختی خویش به فضیلتمندی قوای مولد باور، تأثیر عملکرد قوای اخلاقی بر قوای عقلانی، کارکرد متناظر آنها در تولید باور و فرایند مؤدی به صدق باور توجه کرده است. پلانتینگا اعتقاد دارد فقط قوای مولد باور موجب تولید باور هستند، زگزبسکی و ملاصدرا نیز تولید و ایجاد باور را به قوای مولد باور نسبت میدهند، اما معتقدند قوای اخلاقی، بستر و زمینة مناسب شکلگیری باور صادق را مهیا می کنند. ملاصدرا علاوه بر قوای مولد باور و قوای بسترساز، دو فرایند اعتمادپذیر و مؤدی به صدق وحی و الهام (که باورهای صادق و معتبر تولید میکنند) را پیش مینهد.