امکان و معناداری ارتباط عاشقانۀ انسان با امر متعالی از دیدگاه ابنسینا
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22059/jitp.2024.369024.523456چکیده
عشق الهی یکی از صورتهای مهم ارتباط انسان با خداست که با وجود کاربرد گسترده در سنتهای الهیاتی و عرفانی، تصور واحدی در مورد آن وجود ندارد. تبیین این ارتباط، در ساختار تصورات غیرانسانوار از خداوند، همچون واجبالوجود ابنسینا ابهام بیشتری مییابد. ابنسینا واجب الوجود را با مفاهیم و اوصافی کاملاً مابعدالطبیعی، معرفی میکند که متعالی محض و عاری از اوصاف احساسی و شخصیت انسانی است. از طرفی دیگر، اوج ارتباط انسان با خداوند را عشق به او میانگارد و واجب الوجود را عاشق و معشوق مینامد. مقاله حاضر به تبیین معناداری و تحقق پذیری این عشق میپردازد. بوعلی گرچه با ارائۀ تعریف عام عشق به «گرایش به خیر»، دایرۀ معنایی وسیعی برای آن ایجاد کردهاست؛ اما در نهایت عشق انسان به خیر مطلق، از مفهوم شخصی خارج میگردد و متأثر از انگارۀ «تشبّه» که ریشه در نظریات افلوطین دارد، صرفاً به نوعی «تحول باطنی» معنا میشود. این معنا دربرگیرندۀ کمال معرفتی و تعقل کلیات از یکسو و تعالیِ عملی و اخلاقی از سوی دیگر است. به نظر میرسد تحقق عشق متعالی، به معنای حقیقی و تحت اللفظی با واجبالوجود سینوی غیرممکن است، از اینرو ابنسینا در کاربرد عشق نسبت به خداوند، با حذف ابعاد دیالکتیکیِ آن و وارد ساختن معانی دیگر، وارد «هست و نیستِ» استعاری میشود و این تعبیر را در معنایی مجازی استفاده میکند.