معضل مفهومی مدارا

نویسندگان

1 استادیار پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 استادیار دانشکدۀ معارف و اندیشۀ اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpht.2015.56360
چکیده

«مدارا» یکی از فضیلت‌های محوری در اغلب ادیان و فرهنگ‌هاست که در چند صد سال اخیر بیش از پیش کانون بررسی شده است. با وجود تلاش‌های بسیاری که در ایضاح مفهومی آن صورت گرفته، به‌نظر می‌رسد تاکنون به سرانجام مطلوبی رهنمون نشده است. به‌کارگیری این اصطلاح در سخن از روش‌ها، اندیشه‌ها،مکاتب فکری، رویکردها و اشخاص و کاربست آن در قلمروهای علمی گوناگون از جمله فلسفه، اخلاق، ادیان ،علوم اجتماعی سیاست، روانشناسی و تاریخ از یک سو و به‌کارگیری بی‌ضابطه و غیردقیق آن در زبان فارسی در قالب‌های مشترک لفظی و معنوی از سوی دیگر، سبب ایهام در معنا شده و کار مفاهمه را دشوارتر کرده است، به‌گونه‌ای که برخی ازمتناقض‌نما بودن آن سخن گفته‌اند. این در حالی است که مفهوم «مدارا» به‌عنوان یک کلان‌مفهوم بیانگر طیفی از شیوه‌های رفتار در برابر اندیشۀ مخالف است که از تحمل آغاز و به رواداری در حوزۀ معرفت ختم می‌شود و در تعبیر دقیق‌تر می‌توان به‌لحاظ منطقی در رابطه‌اش با مفهوم «رواداری» از نسبت عام و خاص سخن گفت، نه تساوی و تباین.  این پژوهش که به روش تحلیلی ارائه می‌شود، بعد ازگذر کوتاهی به معنای لغوی، با ایضاح مفهومی و اصطلاحی آن به بررسی آسیب موجود در این پدیده می‌پردازد و ریشۀ آن را در بیرون از مرزهای زبان فارسی جست‌وجو می‌کند و در ادامه با بیان تفاوت گفتمان «مدارا» و «رواداری» به نتایج این دو گفتمان در قلمرو معنا اشاره می‌کند. رهاورد دین‌پژوهانۀ این پژوهش، ایضاح مفهومی این دو اصطلاح و آشنایی با شرایط و آسیب‌های موجود در این دو گفتمان در دو پارادایم "سنتی" و" مدرن" است. چنانکه بسترسازی برای طبقه و تقسیم‌بندی میان آموزه‌های «مدارامحور» و «روادارمحور» در عرفان اسلامی به‌عنوان تنها زبان مشترک این دو گفتمان، از دیگر نتایج خواهد بود.