تبیین و توجیه نظریه فطرت از دیدگاه شهید مطهّری بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین‏

نویسندگان

1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jitp.2024.369257.523458
چکیده

فطرت، اصلی حیاتی در جهان‌بینی اسلامی است. تأثیرات متعدّد آن در مباحث فلسفی از جمله فلسفۀ دین، فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ تاریخ، معرفت‌شناسی و مسئله شناخت، فلسفۀ تعلیم و تربیت، فلسفۀ حقوق و فلسفۀ سیاست حکایت از جایگاه و اهمّیت آن دارد. از این رو شهید مطهّری از اصل فطرت به عنوان «اصل مادر» در فرهنگ و معارف اسلامی یاد کرده و در آثار گوناگون خود به بررسی آثار و لوازم فطرت در انسان پرداخته‌است و آن را در ادامۀ حرکت جوهری عمومی هستی می‌داند. با این حال وی گذشته از استناد به آیات و روایات، کمتر به اثبات عقلی اصل فطرت پرداخته‌است بلکه به ذکر روش کلّی آن (که به زعم نگارنده می‌توان آن را بر مبنای الگوی استنتاج بهترین تبیین دانست) اکتفا نموده‌است. در این پژوهش تلاش شده‌است به روش توصیفی-تحلیلی و با جمع‌آوری اطّلاعات و تحلیل آنها، ابتدا چیستی فطرت و فطریّات انسانی بررسی شود و سپس وجود فطرت در انسان ثابت گردد؛ به این نحو که توجیهات مختلفی که برای وجود گرایش‌های انسانی در انسان مطرح شده‌است، مورد تحلیل قرار بگیرد و تبیین شود. سپس کوشش شده‌است برخی از آثار و نتایج فطرت بررسی گردد؛ از جمله استدلال فطرت در خداشناسی، تأثیر فطرت در معرفت‌شناسی و مسئلۀ شناخت، فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ تاریخ، فلسفۀ تعلیم و تربیت و جامعه‌شناسی.