تأمّلی در سنخشناسیِ خودآگاهیِ «انسان معلّق در فضا»با تأکید بر مباحثات ابنسینا
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
doi
10.22059/jitp.2024.372878.523484چکیده
ابنسینا در سیر تطوّر فکر فلسفی برای بازشناخت علم حضوری چه نقشی داشته است؟ روشنترین مصداقِ علم حضوری، علم آدمی به ذاتِ خود (خودآگاهی) است و ابنسینا این خودآگاهی را پایۀ استدلال خود برای اثبات نَفْس در برهان انسان معلّق در فضا قرار داده است، امّا این خودآگاهی چه نوع علمی است: حضوری است یا حصولی؟ سخنان ابنسینا در وصف این خودآگاهی گاه آن را علمی حضوری مینُماید و گاه با حصولی بودنِ آن سازگار است. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی، و انتقادی، به بررسی و تحلیل سخنان وی بهویژه در کتاب مباحثات ـ که در آن به دفاع از برهان انسان معلّق و پاسخگویی به پرسشهای مربوط به خودآگاهی پرداخته ـ اختصاص یافته و کوشش شدهاست ربط و نسبت خودآگاهی موردنظر او با علم حضوری و اینکه آموزههای وی دربارۀ خودآگاهی چه جایگاهی در پدیدآمدن تقسیم علم به حضوری و حصولی در فلسفۀ اسلامی دارد، روشن شود. نتیجۀ این پژوهش آن است که خودآگاهیِ موردنظر ابنسینا را باید علمی حضوری به شمار آورد، اگرچه وی خود چنین اصطلاحی را به کار نبرده و گاه آن را با اصطلاحات و مفاهیم مربوط به علوم حصولی تبیین کرده است و از این رو، میتوان وی را آغازگر جلب توجّهِ فیلسوفان به این سنخ از علم در تاریخ فلسفۀ اسلامی به شمار آورد.