واکاوی تجرد نفس ابن‌سینا در بوتۀ نقد فیزیکالیسم‏

نویسندگان

1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

2 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

doi
10.22059/jitp.2024.371341.523472
چکیده

دربارۀ ساحت‌های وجودی انسان دو دیدگاه کلی مطرح‌شده‌است. طرفدارانِ دیدگاه اوّل، به دو ساحت وجودی جوهر غیرمادی (نفس) و بدن مادی باور دارند و افعال انسان را اصالتاً به جوهر غیرمادی نسبت‌می‌دهند. پیروانِ دیدگاه دوم، انسان را تک ساحتی و منحصر در وجود جسمانی می‌دانند. آن‌ها تمام اعمال انسان را به فیزیک او به ویژه مغز، فرومی‌کاهند و منکر جوهر غیرمادی هستند. پژوهش حاضر با هدف تبیین دیدگاه اول، به واکاوی تجرد نفس ابن‌سینا در بوتۀ نقد دیدگاه دوم پرداخته‌است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. یافته‌ها و نتایج نشان‌می‌دهد ابن‌سینا با ارائۀ عناصر حجّت و انواع براهین در مقام اثبات تلاش‌نموده با تبیین چگونگی افعال نفس، تجرد نفس را نتیجه‌گیرد. بر این اساس، تجرد نفس در پارادایم ابن‌سینا بر سه محور تعقل، حلول و استقلال استوار است. فیزیکالیست‌ها معتقدند اعتقاد به وجود ماهیتی مستقل از جسم برای تبیین و توضیح ادراکات انسان، ناشی از عدم آگاهی لازم نسبت به عملکرد مغز و اعصاب و پیچیدگی‌های آن است. افزون بر این، این ادعا که تغییرات جسمانی به واسطۀ رابطۀ ابزاری جسم برای نفس است، قابل اثبات نیست. از این رو، انکار و اشکالات فیزیکالیستی بر سه محور توانایی مغز و اعصاب، ابهام فلسفه در تبیین منطقی رابطۀ نفس و بدن و جهل شناختی شکل‌گرفته‌است. ابن‌سینا با اقامۀ هفت استدلال در اثباتِ تجرد نفس، پاسخگوی اشکالات فیزیکالیستی متناظر است؛ امّا پاسخ به دو اشکالِ فیزیکالیستی در پارادایم ابن‌سینا مبهم باقی‌می‌ماند: اشکالِ تبیین‌ناپذیریِ پیوندِ نفس و بدن و اشکالِ مبتنی بر مقدمۀ مبتنی بر درک وجدانی.