تفسیری تازه از ستیز غزالی با ابنسینا در حدوث و قدم
نویسندگان
1 استادیار/گروه ادیان و عرفان دانشکده الهیات دانشگاه تهران
doi
10.22059/jitp.2024.372674.523486چکیده
این مسئله که آیا جهان هستی بیآغاز و ازلی است یا خداوند آن را از عدم به وجود آورده و حادث زمانی است، یکی از مسائلی است که از دیرباز تا امروز ذهن فیلسوفان و متکلمان را درگیر خود کرده است. بیشتر فیلسوفان جهان را ازلی دانسته و بیشتر متکلمان آن را حادث زمانی انگاشتهاند. درگیریها و ردیهنویسیها میان طرفداران هر یک از این دو اردوگاه، پدیدهای دور از انتظار نبود. کتاب تهافت الفلاسفۀ امام محمد غزالی یکی از ردیههای نامبرداری است که ضد ابنسینا و باورش به ازلیت عالم نوشته شده است. پژوهش پیشِرو پس از به دستدادن خلاصهای از آنچه در تاریخ تفکر بر سر این مسئله رفته است، به بازخوانی دوبارۀ این ستیز پرداخته و در پی آن است که تفسیری تازه از این ستیز پیشکش کند. میتوانیم ستیز دربارۀ حدوث و قدم را اینگونه بفهمیم که با اینکه در ظاهر مسئلهای است که برای شناختن جهان طراحی شده و به آن پاسخ داده شده، ولی هر یک از طرفداران حدوث یا قدم پیشفهمهایی الهیاتی داشتند و باطن این مسئله را یک انگارههای الهیاتی متفاوت تشکیل داده است. بدینسان میتوان چنین ارزیابی کرد که گفتوگوها، روبنایی جهانشناسانه و زیربنایی خداشناسانه دارند. نوآوری مقاله هم در همین فهم و تفسیر تازه است؛ تفسیری که بر ما نمایان میکند که طرفداران ازلیت عالم با انگارۀ خدای غیرشخصی جهان را میفهمیدند، درصورتیکه پیشفهم باورمندان به آفرینش از عدم این بود که خدا شخص است، همان شخصی که بیرون بودن از جهان مهمترین ویژگی اوست. ناگفته نماند که مقاله یک یافتۀ ضمنی نیز دارد و آن این است که ستیز غزالی با ابنسینا، ردیۀ جان فیلوپونوس را ضد پروکلس بازنمایی میکند.