عقلانیت باور دینی از نگاه جان گرکو و لیندا زاگزبسکی :دفاعی نابسنده بر پایۀ معرفتشناسی گواهی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکترا، گروه فلسفۀ دین، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jitp.2024.376382.523501چکیده
عقلانیت باورهای دینی در درازنای تاریخ موضوع بررسیهای فلسفی بوده است. در روزگار حاضر دو تن از برجستهترین معرفتشناسان، یعنی جان گرکو و لیندا زاگزبسکی، در چارچوب معرفتشناسی گواهی از آن دفاع کردهاند. گرکو با درانداختن طرح فراگیر پادفروکاستگرویاش ادّعا میکند که معرفت دینی از طریق کانالهای انتقال اعتمادپذیر به دریافتکنندگان فرافرستاده میشود. زاگزبسکی با توجیه مرجعیت دینی از طریق اَپِستام [=اطمینان] خودسگالانهی وظیفهشناسانه به دیگری، در حالی که این اَپِستام از اَپِستام به خود برآمده است، عقلانیت باور دینی را نتیجه میگیرد؛ استدلالی که دلیلی ژرفسنجانه است. ما با رویکردی تحلیلی-انتقادی، همراه با جنیفر لکی، نابسندگی سخن ایشان را نشان میدهیم. به عبارت دیگر، هدف ما این است تا با تحلیل دیدگاه این دو اندیشمند به لوازمِ منطقیِ غیرقابلپذیرشی که به دنبال دارد به نقد ایشان بپردازیم و نشان دهیم که اثبات عقلانیت باور دینی، آنگونه که ایشان تقریر کردهاند، معتبر نیست. به این ترتیب، سه اشکال در گفتهی گرکو شناسایی میشود: ۱. جلوی بخت را نمیگیرد؛ ۲. در باورهای دینی بنیادی، که شرط ورود در اجتماعات دینی هستند، کابردپذیر نیست؛ ۳. با مسئلۀ زباله مواجه است که نمیتواند آن را حلّ کند. نیز سه اشکال در سخن زاگزبسکی شناسایی میشود: ۱. باید باورهای جوامعی چون تروریستها و نژادپرستان را عقلانی بداند؛ ۲. باید گواهی مرجعیت را حتی در جایی که آشکارا خطاست بپذیرد؛ ۳. در پرسشهای مهمّ دلیل ژرفسنجانه کافی نیست. بنابراین، اثبات عقلانیت باور دینی از طریق معرفتشناسی گواهی، دستکم به تقریر گرکو و زاگزبسکی، به بنبست میخورد.