ارائه مدل بینالمللیسازی کسبوکارهای تعاونی محور در ایران
نویسندگان
1 گروه کارآفرینی فناوری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، قزوین، ایران.
2 گروه کسبوکار جدید، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 گروه کارآفرینی سازمانی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jed.2023.356968.654165چکیده
هدف: بینالمللی شدن در دنیای مدرن امروز که مملو از ابهامات زیاد است ضروری است. بینالمللی شدن، ناشی از نیاز شرکتها به دسترسی به بازارهای جدید خارج از کشور و تنوع مالی است؛ لذا هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی جهت حضور شرکتهای تعاونی در بازارهای خارجی است. روش: برای نیل به این هدف که ازطریق روش تحقیق آمیخته با رویکرد اکتشافی (کیفی - کمّی) انجام شده است ابتدا ازطریق پرسشنامه نیمهساختاریافته 19 مصاحبه با متخصصان و خبرگان الگوی بینالمللیسازی کسبوکارهای تعاونی محور را بر اساس راهبرد پژوهش کیفی و با استفاده از نرمافزار کدگذاری MAXQDA مدلسازی کرده و سپس در مرحلة دوم، با جمعآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه از 384 نفر مدیران و خبرگان در شرکتهای تعاونی و با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) روابط بین عناصر نظریه با استفاده از نرمافزار Smart Pls3 در معرض آزمون کمّی قرار گرفته است. در این پژوهش بهمنظور تعیین حجم نمونه در بخش کیفی استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و اصل اشباع و روش نمونهگیری خوشهای تصادفی در بخش کمّی استفاده شد. قبل از توزیع پرسشنامه در جامعه، روایی صوری آن توسط اساتید دانشگاهی تأیید و با محاسبه آلفای کرونباخ، پایایی آن نیز روی همه متغیرها تأیید شد. یافتهها: یافتههای مطالعه مشتمل بر دو بخش است که در بخش اول مجموعهای از عوامل مؤثر بر بینالمللیسازی کسبوکارهای تعاونی محور در قالب یک الگوی پارادایمی که تا کنون کمتر به آن توجه شده است خلاصه شد. این الگو، از پنج مؤلفه شکلگرفته است: شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها و در بخش دوم میزان اهمیت این عوامل مشخص شد. یافتههای تحقیق نشاندهنده آن است که شرایط علّی با ضریب مسیر 524/0 تأثیر مثبت و معناداری بر پدیده محوری دارد، همچنین پدیده محوری با ضریب مسیر 137/0، بستر با ضریب مسیر 295/0، عوامل مداخلهگر با ضریب مسیر 473/0، راهبرد مشتریمداری با ضریب مسیر 793/0 بر پیامدها تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه: بر اساس الگوی شناسایی شده میتوان گفت که با افزایش و تقویت هر یک از مولفههای تأثیرگذار شناسایی شده با راهبردهای مختص به هر یک از آنها میتوان به بینالمللی شدن کسبوکارهای تعاونی محور کمک نمود و همچنین نتایج حاصل از پژوهش نشان داد تأثیر راهبرد مشتریمداری بر پیامدها در بین سایر روابط از حیث اهمیت شدت ضریب مسیر دارد که با برنامهریزی در راستای ارتقا و سازماندهی این مؤلفه بر اساس درجه اهمیت میتوان به بهبود عملکرد در تعاونیها دستیافت؛ لذا پیشنهاد میشود باتوجهبه مشخصشدن علل و عوامل اصلی مؤثر در بینالمللی شدن شرکتهای تعاونی، لازم است دستاندرکاران امر تعاون کشور نسبت به رفع علتها و اجرا راهبردهای احصا شده از این مدل اقدام نماید تا به پیامدهای مطلوب در زمینه افزایش حضور شرکتهای تعاونی در بازارهای بینالمللی برسد.