بررسی نظریۀ کلیها در نمط چهارم اشارات و تنبیهات
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، حکمت متعالیه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده حکمت معاصر، تهران.ایران.
2 استادیار، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده حکمت معاصر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jitp.2023.363723.523425چکیده
ابنسینا در نمط چهارم اشارات میکوشد تا از طریق معنای مشترکِ مصادیقِ یک نوع، موجودی مجرد را درون مصادیق مادی به اثبات برساند. رابطۀ کلی و مصادیقش در آثار ابنسینا اغلب به صورت رابطۀ پدران و پسران مطرح شدهاست؛ امّا عبارات نمط چهارم اشارات به گونهای است که گویا رابطۀ کلی و مصادیقش همچون رابطۀ پدر واحد و پسران کثیر است. مقالۀ پیش رو در پی حل این تعارض است. در پایان خواهیمدید که استدلال ابنسینا ناظر به بحث هستیشناسی است و میتواند وجود کلی را در خارج اثبات کند ولی تجرد آن را اثباتنمیکند؛ زیرا ممکن است حضور کلی در خارج بهصورت منتشر در زمان و مکان باشد. چنین موضعی موجب تقویت نظریۀ واقعگروی است ولی بر نظریۀ رجل همدانی در باب کلیها، یعنی پدر واحد و فرزندان کثیر نیز صحه میگذارد؛ نظریهای که نیازمند اصلاح و بازسازی است. در این مقاله کوشیدهایم تا بهروش تاریخی از تمامی شروح و تعلیقات اشارات و تنبیهات بهرهببریم و بهروش عقلی آنها را ارزیابی کنیم تا در نهایت به دیدگاهی کماشکالتر نائلآییم.