کاربست الگوی ساخت یابی در تبیین دلایل و چرایی ناکامی فعالیت احزاب سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی ( 1392-1368)
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید چمران اهواز
2 گروه علوم سیاسی دانشگاه یزد
3 گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز
4 گروه علوم سیاسی دانشگاه یزد
doi
چکیده
این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل دلایل ناکامی فعالیت احزاب سیاسی در ایران (سالهای 1392-1368) با تکیهبر فرهنگسیاسی نخبگان و تعامل ساختار/کارگزار نگاشته شد. در الگوی حکمرانی دموکراتیک، احزاب سیاسی با پذیرش انتخابات عمومی تولد یافتند و از آنها بهعنوان فرزندان دموکراسی، بسترساز چرخش مسالمتآمیز قدرت و گردش نخبگان، مشارکت سیاسی نظاممند شهروندان و... یادشده است؛ لذا در توسعهسیاسی دولتها نقش مؤثر دارند. تأکید ساختار حکمرانی و قانون اساسی بر مشارکت و رقابت سیاسی قانونی و عدم تثبیت و نهادینه نشدن فعالیت حزبی، چالش چندبعدی است که میتواند قواعد بازیهای سیاسی و بهتبع آن ثبات سیاسی، امنیت ملی و ماهیت حکمرانی را با چالش جدی مواجه سازد؛ ازاینرو ضروری است این مسئلهی پیچیده و تودرتو مورد بازبینی و بازخوانی انتقادی قرارگیرد که چرا کارکرد احزاب سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، طی سالهای 1368 ـ 1392 با ناکامی مواجه شدند؟یافتههای پژوهشی با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای ـ اسنادی و بهرهگیری از چارچوب نظری ساختیابی گیدنز حاکی از این بود که در ناکامی و شکست سازوکارهای حزبی در جمهوری اسلامی ایران، محورهای مختلفی نقش دارند. فرهنگسیاسی نخبگانی اما مؤلفهای مؤثرتر بوده است. نخبگان سیاسی در ایران بدون آگاهی از کارویژههای حزبی، بافت و ساخت خاص جامعه، متأثر از شرایط مقطعی و در دست گرفتن قدرت سیاسی، سازمانهای حزبی تأسیس کردند؛ بنابراین احزاب سیاسی نهتنها کارویژههای اصلی خود را در ساختار سیاسی ـ اجتماعی جامعه از دست دادند بلکه به بیاعتمادی نهادی در سطح رقابتهای سیاسی منتهی شدهاند.