مفهوم پردازی مدل موفقیت کارآفرینان هیبرید در ایران

نویسندگان

1 گروه مدیریت و کار آفرینی،دانشکده اقتصاد و کارآفرینی،دانشگاه رازی،کرمانشاه

2 گروه مدیریت کارآفرینی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی

3 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22059/jed.2024.356514.654159
چکیده

هدف: توانایی شروع و تداوم در فعالیت های مرتبط با شناسایی، کاوش و اجرای فرصت­ها برای خلق ارزش برای یک کارآفرین مشتاق ضروری است. این امر به ویژه در مورد تعداد فزاینده‌ای از کارآفرینان مشتاق که مسیر ورود کارآفرینی ترکیبی را در پیش می‌گیرند، صادق است، که به موجب آن یک فرد همزمان در فعالیت‌های استارت‌آپ شرکت می‌کند و در طول تغییر شغلی خود در جاهای دیگر مشغول به کار می‌شود. کارآفرینی هیبرید به افرادی گفته می‌شود که در فعالیت‌های خوداشتغالی شرکت می‌کنند در حالی که به طور همزمان دارای یک شغل اولیه در کار مزدی هستند. این پدیده در سال های اخیر مورد توجه فزاینده ای قرار گرفته است. کارآفرینان هیبرید افرادی هستند که کارمند و کارآفرین هستند. در تلاش برای موفقیت در کسب و کار خود، معمولاً با چالش­ها و ناملایماتی روبرو می­شوند. این امر باعث می­شود که تداوم کارآفرینی به عنوان یک عامل کلیدی در موفقیت کارآفرینان ترکیبی باشد. داشتن شغل دستمزدی می‌تواند اجرای یک سرمایه‌گذاری را چالش‌برانگیزتر کند و احتمال اینکه کارآفرینان ترکیبی فعالیت‌های کارآفرینی خود را ترک کنند، افزایش می‌دهد. به عنوان مثال، کارآفرینان هیبرید باید تمرکز دوگانه بر کار دستمزدی و کار کارآفرینی خود داشته باشند و باید در حالت اول عملکرد خوبی داشته باشند و در عین حال سرمایه‌گذاری خود را به طور همزمان ادامه دهند. کارآفرینی هیبرید می تواند نقش مثبتی در کاهش بیکاری و رشد اقتصادی داشته باشد. با این حال، هیچ مطالعه ای در بررسی متون برای ارزیابی موفقیت کارآفرینان هیبریدی ایرانی انجام نشده است. این مطالعه به منظور ارائه مدلی برای موفقیت کارآفرینان هیبرید با کمک نظریه زمینه ای انجام شد.روش: در مطالعه­ی حاضر نمونه­ها به­صورت هدفمند انتخاب شدند و از نمونه­گیری نظری برای شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت استفاده شد. به­دنبال انجام مصاحبه­های اولیه و تجزیه و تحلیل داده­های بدست آمده، کدگذاری و ایجاد مفاهیم،  مقایسه آن­ها با هم، تشکیل مقوله­ها و برقراری ارتباط بین آن­ها از نمونه­گیری گلوله برفی  و نظری نیز برای انتخاب شرکت­کنندگان بعدی استفاده شد. با در نظر گرفتن این نکته که معیار قضاوت در مورد زمان متوقف کردن نمونه­برداری نظری، کفایت نظری مقوله­ها و داده­هاست. در این مطالعه اشباع نظری بعد از 25 مصاحبه به تأیید رسید و اطلاعات جدیدی اضافه نشد. طول هر مصاحبه 25 تا 50 دقیقه طول کشید. در پژوهش حاضر قابلیت اعتبار نتایج با استفاده از تکنیک­های کنترل­های اعضا،  استفاده از محققان مختلف در جمع­آوری و تحلیل داده­ها و خودبازبینی محقق مورد  ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی کردن تأییدپذیری نتایج حاصل از تحقیق، کلیه­ی یادداشت­ها،  اسناد و مصاحبه­های ضبط شده پس از تحلیل توسط محقق، مجدداً در اختیار تیم پژوهش  و دیگر محققان قرار گرفت تا تناسب بین داده­های خام با نتایج حاصل از داده­ها تأیید گردد. برای اطمینان یافتن از قابلیت انتقال یافته­های مطالعه، محقق تلاش کرد تا به دقت و  با ذکر جزئیات به توصیف شرایط انجام تحقیق بپردازد. برای اعتمادپذیری نیز پژوهشگر در تمام مصاحبه­ها در تلاش بود که جستجو کننده متعهدی برای داده­های مصاحبه­ها باشد.یافته‌ها: در این مطالعه 91 مفهوم با مفاهیم مربوط به عوامل موفقیت کارآفرینان هیبرید بدست آمدند (جدول 1). در مرحله­ی بعدی، مفاهیم مشابهی که در کد گذاری باز بدست امدند، در کدگذاری محوری طبقه بندی شدند و نهایتا بر اساس مدل گرندد تئوری، طبقات اصلی حاصل شدند. بر اساس نتایج بدست آمده در این جدول، مفاهیمی که به شرایط علّی عوامل موفقیت کارآفرینی هیبرید برمی­گردند، شامل زیر طبقه­ی عوامل اقتصادی و مالی، ویژگی­های یادگیری و تجارب، یادگیری مهارت­ها، ویژگی­های شخصیتی، کمک خانواده و دیگران و شایستگی­ها بود. عوامل زمینه­ای شناخته شده در این مطالعه شامل بروکراسی اداری، موانع مالی و موانع فرهنگی بودند. در رابطه با عوامل مداخله­گر، افراد مورد مصاحبه به زیر طبقات نوسانات بازار و تلاطم­های محیطی اشاره کردند. در رابطه با راهبردها برای بهبود کارآفرینی هیبرید، افراد مورد مصاحبه به راهبردهای آموزشی، الگوسازی، کاهش دادن بروکراسی، راهبردهای انگیزشی، راهبردهای مالی و راهبردهای مدیریتی اشاره کردند که این عوامل زیر طبقه­ی راهبردها برای موفقیت کارآفرینان هیبرید بودند. در ارتباط با پیامدها، افراد مورد مصاحبه به بهبود روحیه کارآفرینانه، توسعه صنعت و توسعه اقتصادی اشاره کردند.نتیجه: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده در مدل، راهبردهای آموزشی مانند آموزش کارآفرینان، نگاه مستمر از کارآفرینی موفقیت، بهبود مهارت‌های کارآفرینی و بازاریابی، کمک متخصصان و شرکت‌ها در رویدادهای استارت‌آپی، الگوبرداری از کارآفرینان موفق، کاهش بوروکراسی اداری، حمایت‌های مالی توسط تسهیلات و پشتیبانی برای خرید محصولات و همچنین پیش بینی ریسک و در نظر گرفتن استراتژی برای موفقیت کارآفرینان هیبریدی ایرانی پیشنهاد شد. این مطالعه می‌تواند شکاف‌های موجود در بررسی ادبیات را برای کارآفرینان ترکیبی پوشش دهد، اما مطالعات آینده برای بررسی این زمینه مورد نیاز است. یافته های این پژوهش نشان دهنده این واقعیت است که پدیده کارآفرینی هیبرید به عنوان یک موضوع اقتصادی، مدیریتی و اجتماعی، پدیده ای پیچیده، چند بعدی و چند متغیره است و مجموعه ای از عوامل در شکل گیری و تشدید آن در هم تنیده شده اند. این عوامل به طور هم افزایی زمینه شکل گیری و توسعه آن را فراهم می کنند و حتی می توانند زمینه بازتولید زمینه توسعه یا تخریب آن را فراهم کنند. بازتولید زمینه به این معناست که شرایط ظهور، رشد، کسب منفعت و توسعه به وجود آید. یعنی اگر نتایج مثبتی از شکل کارآفرینی هیبرید حاصل شود، می­توان زمینه شکل گیری انواع دیگر را برای مخاطبین، فعالان و سرمایه گذاران کارآفرینی در کشور فراهم کرد. این نتایج نشان می دهد که ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی می­تواند به موفقیت کارآفرینان ترکیبی کمک کند و یک کارآفرین هیبرید نباید تنها بر عوامل بیرونی تمرکز کند. کارآفرینان هیبرید علاوه بر مهارت ها و عوامل مالی که باید موفق باشند، باید به عوامل و شایستگی های درونی و شخصی خود نیز در کنار کمک خانواده و دوستان توجه کنند.