فلسفۀ فراروان‌شناسی از منظر ابن‌سینا

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه معارف قرآن و عترت اصفهان

doi
10.22059/jpht.2015.55262
چکیده

فراروان‌شناسی از جملۀ اموری است که در سده‌های هجدهم و نوزدهم با تشکیل مؤسسات تحقیقی توسط فیزیکدانان و سپس فلاسفه مورد توجه قرار گرفت و در سدۀ بیستم و به‌ویژه دورۀ پست‌مدرن به‌عنوان ابزاری برای نقد و گسست در نگاه ماتریالیستی و فیزیکالیستی مدرنیته، بیش از پیش اهمیت یافت. تبارشناسی این مسئله در فرهنگ اسلامی، ما را با تحقیقات ابن‌سینا روبه‌رو می‌کند که با دو رویکرد تجربی و فلسفی به بررسی امور فراروان‌شناختی پرداخت. در مباحث وی، در چارچوب علیت و ارتباط‌شناسی فاعل و منفعل جسمانی و نفسانی، با اقسام مختلف اخبار از غیب و پیش‌آگاهی، تأثیر بر ماده، تأثیر اجرام سماوی بر اشیا و مسئلۀ مرگ و جهان دیگر روبه‌رو می‌شویم که در تحلیل ابن‌سینا از این امور، امر غیرطبیعی از فراطبیعی، و امر فراطبیعی الهی از غیرالهی، و الهی نبوی تکرارناپذیر، از تکرارپذیر جدا می‌شود و نفس انسانی با عناصری نظیر جبلت ذاتی و اکتساب، عامل اصلی این امور تلقی شده است. امور فراروان‌شناختی در فلسفۀ ابن‌سینا، بیش از آنکه مانند مباحث پست‌مدرن، ابزاری برای اثبات امر فراطبیعی و معنوی باشد، بخشی از نظام فلسفی و معنوی اوست که با تکیه بر آن نظام معرفتی، تبیین فلسفی خود را یافته است.