بررسی انتقادی راهکار کریستوفر فرانکلین در حلّ صورتبندیهای مبتنی بر اطمینان و عقبگرد از «معضل بخت»
نویسندگان
1 مدرس، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین / دانشگاه تهران
doi
10.22059/jitp.2023.365625.523433چکیده
مسئلۀ اساسی این پژوهش، بررسی راهحلِّ کریستوفر فرانکلین در برابر صورتبندیهای مبتنی بر اطمینان و عقبگرد از معضل بخت و هدف از آن، نقد راهحلِّ مذکور و نشان دادنِ ناکارآمدیِ پاسخ فرانکلین به روش توصیفی_تحلیلی است. بر اساسِ معضلِ بخت، نفیِ تعیّنگروی در پیدایشِ یک کنشْ به بخت میانجامد و لازمۀ آن، نفیِ ارادۀ آزاد است. فرانکلین که از حامیان اختیارگرویِ علّیتِ مبتنی بر رویداد است، از این معضلْ چهار صورتبندی ارائه میدهد. نفیِ تعیّنگروی در صورتبندیِ مبتنی بر اطمینان، منجر به عدمِ اطمینان از پیدایشِ یک کنش و بر اساسِ صورتبندیِ مبتنی بر عقبگرد، منجر به عدمِ پیشبینیِ وقوعِ یک کنشْ در صورت عقبگرد به لحظۀ وقوعِ آن میشود. پاسخِ فرانکلین مبتنی بر تشخیصِ محلِّ قرارگیریِ مناسبِ ناتعیّنگرویْ در فرایندِ منجر به کنش آزاد است. وی پس از نقدِ «تقریرِ کنشِ غیرپایه محورِ» رابرت کِین، به تقریرِ دیدگاهِ خویش به نامِ «تقریرِ کنشِ پایه محور» میپردازد. از نظرِ وی با قراردادن ناتعیّنگروی در لحظۀ وقوعِ کنش پایه، دو صورتبندیِ مذکور از معضل بخت قابلِ حل است. طبق این تقریر، دلایل کنشگر، از جمله باورها، امیال و عواطفِ او بهنحو ناتعیّنگروانه سببِ کنش آزادِ کنشگر میشوند و ناتعیّنگروی در مرتبۀ علّیتِ دلایلْ نسبت به کنش پایه بروز میکند. در این پژوهش آشکار میشود راه حلِّ فرانکلین در حلِّ معضل بخت راهگشا نیست. علّیتِ ناتعیّنگروانۀ دلایل کنشگر نسبت به کنش آزاد، که هستۀ مرکزی دیدگاه فرانکلین محسوب میشود، دقیقاً همان نقطهای است که منجر به تصادفی بودن کنش آزاد میگردد و در نتیجه، معضل بخت همچنان به قوّتِ خود باقی میماند.