شواهدی بر تعمیم نظریۀ ابصار سهروردی به دیگر ادراکات حسی و برخی از کارکردهای آن
نویسندگان
1 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده فلسفه، دانشگاه مفید، قم، ایران
2 دانشجوی دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jitp.2024.368878.523453چکیده
چگونگی دریافتِ محسوسات همواره در فلسفۀ اسلامی مورد بحث بودهاست. چهار نظریه در تبیین فرایند ادراک حسی پایهریزی شدهاست. پیش از شیخ اشراق، مشائیان در ادراکات حسی به انطباع و ریاضیدانان در خصوص ادراک بصری به خروج شعاع قائل بودند. سهروردی با نقد نظریات پیش از خود در خصوص ادراک بصری، بر اضافۀ اشراقی و ارتباط مستقیم نفس انسانی با مبصَرات خارجی تأکید دارد. او گرچه دربارۀ کیفیت ادراک بصری به تفصیل سخن گفتهاست، اما به طور آشکار دربارۀ کیفیت ادارک در دیگر حواس ظاهری سخنی به میان نیاوردهاست. این امر موجب شدهاست عدهای در تعمیم نظریۀ او به دیگر ادراکات حسی تردید کنند. ما در نوشتار پیش رو کوشیدهایم شواهدی بر تعمیم نظریۀ ابصار سهروردی به دیگر حواس ظاهری اقامه کنیم. و برای آنکه میزان اثر گذاری این نظریه را در نظام فلسفی او نشان دهیم، برخی از کارکردهای این نظریه را در نظام فلسفی او مورد مطالعه قرار دادهایم. در این نوشتار، سه شاهد بر تعمیم نظریه او به دیگر حواس ظاهری اقامه میکنیم که از میان این سه شاهد، دو شاهد از نوآوریهای این نوشتار به شمار میرود. و در پایان،کارکردها این نظریه را در نظام الهیاتی ـ فلسفی سهروردی مورد کنکاش قرار خواهیم داد.