نقش و تأثیر مبانی نظری، فلسفی، دینی و سایر مطلوب ها در استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه جامع امام حسین(ع)
doi
چکیده
هدف این پژوهش، تعیین مؤلفههای مؤثر و نقش و تأثیر آنها در استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی و روش آن ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی ـ تحلیلی و ازجمله تحقیقات کیفی اکتشافی است. جامعه و نمونه آماری تحقیق در بخش کیفی جهت استخراج مبانی و تعیینکنندههای بنیادین، مستندات طرح "طراحی نظام جامع تربیت و آموزش سازمانی" شامل پروژههای مبانی دینی و فلسفی (انسانشناسی، هستیشناسی، معرفتشناسی، ارزششناسی)، مبانی روانشناختی (جسمانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی)، مبانی زیستشناختی و مبانی فنشناختی (فناورانه) و منابع نظری مرتبط از کتب، مقالات و سایر منابع دردسترس بود. برای اعتباریابی یافتههای تحقیق، 10 نفر از خبرگان آموزش سازمانی بهصورت هدفمند بهعنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. یافتهها پس از ارائه در جلسات کارشناسی، با روش اجماعنظر خبرگان، نهایی و پس از تأیید آنها ارائه شده است. یافتهها: در گام اول تعیینکنندههای بنیادین که در استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی، مؤثرند، استخراج و مورد تصویب کارگروه تخصصی (نمونه تحقیق) قرارگرفت. نحوه تأثیر مبانی و تعیینکنندهها در استانداردسازی نظام تربیت و آموزش از مبانی نظری استخراج و پس از اعمال نظر و تأیید کارگروه ارائه شد. درنهایت نوع تأثیر مبانی و تعیینکنندههای بنیادین در استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی درقالب گزارههایی کوتاه تدوین و ارائه شد.نتیجهگیری: همانطورکه یافتههای این تحقیق، مبنایی برای طراحی زیرنظام استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی قرار گرفت، هم روش ارائهشده در این تحقیق و هم یافتهها میتواند در طراحی الگوها و فرایندهای نظام تربیت و آموزش سازمانی، مخصوصا زیرنظام استانداردسازی نظام تربیت و آموزش سازمانی و یا نظامهای تعلیموتربیت کشور (آموزشوپرورش، آموزش عالی،...) مورد استفاده قرار گیرد.