نقش پیشبینیکنندگی اهداف پیشرفت و باورهای هوشی در ارتباط با جرأتورزی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 استادیار گروه آموزش و پرورش دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 مربی گروه آموزش و پرورش دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22084/j.psychogy.2017.11893.1452چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیشبینیکنندگی اهداف پیشرفت و باورهای هوشی در ارتباط با جرأتورزی در دانشآموزان دختر پایه دوم مقطع متوسطه ناحیه دو شهر زاهدان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی و طرح پژوهشی از نوع طرحهای همبستگی میباشد. روش: در این پژوهش در مجموع تعداد 396 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای جمعآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه جرأتورزی گمبریل و ریچی (1975)، پرسشنامه اهداف پیشرفت میگلی و همکاران (1998) و پرسشنامه باور هوشی بابایی (1377) میباشد؛ که اعتبار آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب 80/0، 93/0 و 81/0 برآورد گردید. برای تحلیل دادههای پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گامبهگام و آزمون t تک نمونهای استفاده شد. یافته ها:یافته های حاصل نشان داد که بین اهداف تبحری و عملکردی ـ رویکردی و متغیر جرأتورزی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. این در حالی است که هدف عملکردی - اجتنابی با جرأتورزی رابطه معناداری نشان نداد. همچنین یافتهها نشان داد که دو نوع باور هوشی ذاتی و افزایشی با متغیر جرأتورزی رابطه معکوس و معنادار دارد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق حاکی از آن است که هدف عملکردی ـ رویکردی و باور هوشی افزایشی می توانند جرأتورزی دانشآموزان را پیشبینی کنند.