بررسی تطبیقی آرای ملاصدرا و ابنسینا در باب بداهت جهان خارج٭
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22059/jitp.2023.356003.523404چکیده
فیلسوفان مسلمان «محسوسات»، یعنی قضایای ناظر به جهان خارج را «بدیهی ثانوی» تلقی کردهاند، از نظر ابنسینا بدیهیات ثانویه هرچند استدلالپذیر هستند، اما نیاز به استدلال ندارند و به همین جهت بدیهیاند؛ اما از نظر ملاصدرا، بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است، و بدیهیات ثانویه در واقع «نظری» هستند، از این رو ابنسینا وجود جهان خارج را بدیهی و ملاصدرا آن را نظری و نیازمند برهان میداند. در این پژوهش با اقامه دلایلی نشان دادهایم نظر ابنسینا هم تناقضآمیز و هم مستلزم نسبیت و تشکیک در بدیهیات است که هیچ کدام قابل دفاع نیست؛ لذا همداستان با ملاصدرا معتقد هستیم که: بدیهیات ثانویه واقعا بدیهی نیستند و نظری هستند؛ تشکیک و نسبیت در بدیهیات درست نیست و بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است و «وجود جهان خارج» نظری و نیازمند برهان است. در این مقاله از روش تحلیلی- تطبیقی- انتقادی استفاده کردهایم.