گفتمان انقلاب اسلامی و طرح قدرت معنوی
نویسندگان
1 تاریخ انقلاب اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی و فرهنگی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)
doi
چکیده
بیگانگی قدرت از معنویت در گفتمان لیبرال-دموکراسی، سیاست را به عرصه تنازع در سلطهطلبی آن هم با ادّعای اخلاق مداری مبدّل ساخته است. در بحث از قدرت به عنوان مهمترین مقوله علم سیاست نیز، امروزه قدرت نرم در ساحت نظر و عمل تفوّق یافته است. در گفتمان انقلاب اسلامی، معنویت جریان و حرکت در مسیر تالّه (خداخواهی مسبوق به خداشناسی و ذوب شدن در الوهیّت او) است. انقلاب اسلامی مدّعی است اگر معنویت اسلامی به عنوان یکی از منابع قدرت، از امری صرفاً فردی و درونی، به ساحت اجتماع و سیاست نیز وارد شود بهگونهای که فرد، جامعه و دولت به وصف معنوی درآیند، قدرت معنوی تولید میشود. بدین معنا که فرد، جامعه و حتّی دولت با تمام ساختار و کارگزارانش میتوانند خداگونه شوند که در صورت حصول چنین توفیقی، دیگر نه تنها قدرت فسادآور نخواهد بود بلکه موجب تعالی و سعادت صاحبان قدرت در وهله اول و به تبع افراد جامعه خواهد شد. مسأله این پژوهش آن است که گفتمان انقلاب اسلامی در مقوله قدرت چه ادّعا و ابداعی در مقابل قدرت نرم لیبرال-دموکراسی دارد؟ نتیجه حاصله آن است که قدرت معنوی مولود گفتمان انقلاب اسلامی است که با توجّه به ماهیّت، منابع، گونهها و کاربردهایش دارای چنان ظرفیّتی است که میتواند در مسیر پیچ تاریخی کنونی، از گفتمان قدرت نرم سبقت گرفته و خود به گفتمان غالب بدل شود؛ بهویژه در دوران کنونی که نه فقط در شرق حتی در غیردینیترین بخشهای جامعه غربی نیز معنویتخواهی دیده میشود.