بررسی دیدگاه تدئوس متز دربارۀ خوشبختی و ارتباط آن با معنای زندگی

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

2 دانش آموخته دکتری فلسفه و کلام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

4 دانش اموخته دکتری فلسفه و کلام دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی.

doi
10.22059/jitp.2022.334858.523319
چکیده

هدف از این مقاله، شناخت خوشبختی از دیدگاه تدئوس متز و تحلیلِ آن می‌باشد. در گذشته، بحث سعادت و خوشبختی عنوانی جامع بود که معنای زندگی را هم شامل می‌شد. تدئوس متز کوشیده است تا در آثار خود نشان دهد که معنای زندگی نیز، مانند اخلاق و خوشبختی، یکی از مقولاتِ هنجاریِ زندگی است و نمی‌توان آن را به اخلاق یا خوشبختی ارجاع داد. از این‌رو در این پژوهش، مسالۀ اصلی، آشنایی با ویژگی‌های خوشبختی از دیدگاه وی می‌باشد. خوشبختی از دیدگاه متز یعنی «تجربیات مثبت». به نظر او بشر، واجد «خود حیوانی» و «خود عقلانی» بوده، از این‌رو علاوه برخوشبختی، نیازمندِ معنا نیز می‌باشد و کوشش او در راستای تبیین این است که این دو مقوله متمایزند. در این مقاله با تامل در آثار مختلفِ متز، پاره‌ای از خصوصیات و ویژگی‌های خوشبختی استنتاج شده و پس از اشاره‌ای به تمایزات آن با معناداری، به تحلیلِ پاره‌ای از اوصاف خوشبختی از دیدگاه وی پرداخته می‌شود.