تأثیر فلسفه اسلامی بر اندیشه و روش کلامی ابن‌میمون(با محوریت روش‌شناسی کلام فلسفی در دلالة ‌الحائرین)

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jitp.2022.327418.523301
چکیده

موسی­ بن­ میمون، متکلم برجسته یهودی در اندیشه فلسفی-کلامی خود، به ­شدّت تحت ­تأثیر حکیمان مسلمان بوده است. نوشتار حاضر، به طرح و اثبات این­ ادعا پرداخته که کتاب دلالة الحائرین، متعلّق به جریان «کلام ­فلسفی» است که در آن، آموزه­ های دینی یهود با قواعد فلسفی درهم آمیخته و تلاش شده است که مدعیات کلامی به­ روش عقلی - فلسفی، تأویل وتبیین­ گردد. سعی فلسفی ابن ­میمون برای ساماندهی کلام ­یهودی، با الهام از اندیشه و روش حکمای مسلمان، مؤثر واقع ­شد و تحوّلی شگرف در ساختار و روش علم کلام ایجادکرد. روش کلام­ فلسفی ابن­ میمون، از شاخصه­ های ویژه‌ای برخوردار است که واکاوی آنها علاوه­ بر نقش راهبردی در آموزش الهیات و تفهیم نظریات کلامی، درتبیین ساختار این مکتب، اهمیت بسزایی دارد. استنباط و تحلیل این مؤلفه­ ها از قبیل: طرح مباحث هستی ­شناختی و امور عامه در اثر کلامی؛ استخدام قواعد منطقی و حِکمی در تبیین مسائل اعتقادی؛ استدلال­گروی و کار بست شیوه برهانی؛ استفاده از تأویل به مثابه روش؛ حجیّت عقل وغلبه عقلانیت بر نقل­ گرایی در اثبات مدعیات کلامی، از مهمترین یافته­ های این­ پژوهش به­شمار می­آید.