عقلانیت باور دینی از دیدگاه ولترستورف با محوریت نقد اعتدالی دلیلگرایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری دینپژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب
3 دانشجوی دکتری دینپژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب،
doi
10.22059/jpht.2014.51715چکیده
عقلانیت باور دینی یکی از مهمترین مباحث فلسفۀ دین است که پنج رویکرد معرفتشناسانۀ متفاوت را در بر میگیرد. تا همین اواخر، دلیلگرایی رویکرد غالب در حوزۀ عقلانیت باورهای دینی بود و نماد عقلگرایی حداکثری بهشمار میرفت. اما معرفتشناسی اصلاحشده مکتب نوظهوری است که در مقابل دلیلگرایی قرار گرفته، عقلانیت را بیجا و بیمورد دانسته و معتقد است که اعتقادات دینی شاید کاملاً موجه و معقول باشند، حتی اگر هیچ قرینهای آنها را تأیید نکند. در این میان دیدگاههای ولترستورف بهعنوان یکی از مهمترین افراد مطرح در این رویکرد، متشکل از دو فرضیۀ عمده است: اول آنکه افراد زیادی بهصورت مبنایی یعنی بدون واسطه و نه بر اساس دیگر عقاید، به بسیاری عقاید در مورد خدا قائلند؛ و دیگر اینکه آنان اغلب حق دارند، به آن امور معتقد شوند. دراین مقاله پس از بیان مخدوش بودن معیار لاک در استفاده از مفهوم معقول که همان معیار مبناگروی کلاسیک است، نحوۀ مواجهۀ ولترستورف با بحث عقلانیت مشخص میشود که او معنای عام و گستردۀ عقلانیت را میپذیرد و مراد وی از عقلانیت، تنها عقل ارسطویی نیست، بلکه خود ایمان را به تنهایی عقلانی میداند و ترکیبی از دلیلگرایی و ایمانگرایی را پیشنهاد میدهد.