تحلیل گفتمان استعمار در مجموعه داستانی غریبهها و پسرک بومی و تأثیر آن بر محیطزیست بر اساس مفهوم قدرت در اندیشه فوکو
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز. ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز. ایران.
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز. اهواز. ایران
doi
10.30473/ee.2024.69078.2671چکیده
نقد بومگرا به بررسی رابطه انسان با محیطزیستش میپردازد؛ رابطهای که در طول تاریخ دچار دگرگونیهایی شده است که یکی از علل چنین دگرگونیای گفتمان استعمار بوده که در مجموعه داستانی غریبهها و پسرک بومی نیز نمود بارزی دارد. در این پژوهش به تحلیلی از تأثیر گفتمان استعمار بر محیطزیست در مجموعه داستانی غریبهها و پسرک بومی از احمد محمود پرداخته شده است تا در دادن آگاهی به انسانها در رفتار با محیطزیست گامی هرچند اندک برداشته باشد. ازاینرو به روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از رویکرد میانرشتهای، بر اساس گفته فوکو در این مجموعه داستانی بهجای سرچشمههای قدرت به پیامدهای آن پرداخته شده است تا تأثیرات مخرب گفتمان استعمار را بر محیط طبیعی و انسانی بررسی کند؛ زیرا چنین دیدی است که برای جامعه انسانی ما که دچار بحرانهای زیستمحیطی شده، در راستای آگاهی در رفتار مناسب با محیطزیست ضروری مینماید. نتایج پژوهش در مجموعه داستانی غریبهها و پسرک بومی حاکی از این است که گفتمان استعمار محیطزیست را به سوژهای مقهور قدرت تبدیل کرده و آن را از ابژگی خود دور ساخته و با دور شدن طبیعت از جایگاه ابژگیاش آلودگیهایی را رقمزده که معضلاتی را برای زندگی انسان به همراه داشته است. درواقع انسان و محیطزیست محملی برای اعمال قدرت گفتمان استعماری بوده است که ما نمود آن را در مقولاتی چون آلودگی آبوهوا، بر هم زدن تعادل زیستمحیطی، کمبود بارش، قطع درختان نخل، فرسایش خاک، جدایی انسان از طبیعت، دور شدن آرامش از زندگی انسانها، آلودگی صوتی و تصویری، فقر، بیکاری، مهاجرت، ایجاد تنش و منازعات میان افراد، نادیده گرفتن بنیانهای ملّی و حماسی، ایجاد فاصله طبقاتی و کاهش امید به زندگی میبینیم. در کل جامعه، اقتصاد و اکولوژی در این مجموعه داستانی به تأثیرپذیری از گفتمان استعمار معیاری ناکارآمد برای توسعه پایدار بودهاند؛ چون همگام با آن حرکت نکردهاند؛ بلکه در تقابل با آن بودهاند.