ادراکات اعتباری؛ گامی در جهت حل نزاع معرفتی کلیفورد و جیمز

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jitp.2021.324329.523281
چکیده

کلیفورد، فیلسوف عقل­گرای حداکثری، باور بدون قرینه­ی کافی را ناموجه و اعتقاد به آن را خطای معرفتی و اخلاقی بشمار می­آورد. جیمز در نزاعی بنیادین با کلیفورد و با فروکاستن معانی صدق و حقیقت به کارآمدی و سودمندی، بر آن است که قطعی­ترین قرینه را می­توان در آثار به­جای مانده از باور یافت. علامه طباطبایی همدلانه با جیمز و در جهت حفظ مصالح عملی، ادراکات اعتباری عملی را معرفی می­کند؛ اما در مخالفت با جیمز و هم­رأی با کلیفورد، برای آن‌ها ارزش صدق و حکایتگری قائل نیست. مقاله حاضر  با توسع در مفهوم اعتباری به «تلقی به قبول کردن» به­گونه­ای که آثار متوقع از باور برآن مترتب گردد، درصدد است، با به کارگیری ادراکات اعتباری (معنای مطرح شده در مقاله) در معرفت نظری ضمن رهایی از موضع ناصحیح و سخت­گیرانه  کلیفورد و بدون ارتکاب به خطای سهل­گیرانه جیمز در فروکاهشی معنای صدق و حقیقت، نیازهای اساسی انسان را در حوزه­ی عقل نظری و با اعتبار ادراکات ضروری مورد نیاز پاسخ در خور برای چالش معرفتی اخلاقی مذکور فراهم آورد.