بررسی رابطه فراشناخت و خودناتوان‌سازی با واسطه‌گری خودکارآمدی عمومی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه شیراز

2 دانشیار بخش روانشناسی تربیتی

doi
10.22084/j.psychogy.2017.9557.1285
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای خودکارآمدی عمومی در رابطه‌ی بین فراشناخت و خودناتوان­سازی دانشجویان انجام پذیرفت. روش: شرکت‌کنندگان پژوهش شامل 336 نفر (189 زن و 147 مرد) از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شیراز بودند که براساس روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. به­منظور بررسی متغیرهای پژوهش هر یک از شرکت‌کنندگان مقیاس خودکارآمدی عمومی (شوآرزر و جروسلم، 1992)، مقیاس آگاهی فراشناختی (شراو و دنیسون، 1994) و مقیاس خودناتوان­سازی (جونز و رادوالت، 1982) را تکمیل نمودند. پایایی ابزارهای پژوهش به­وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن‌ها به کمک روش همسانی درونی و تحلیل گویه تعیین شد. یافته‌ها: نتایج حاکی از روایی و پایایی رضایت‌بخش پرسشنامه­ها بود. نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری نشان دادند که مدل پیشنهادی با داده­های این پژوهش برازش مناسبی دارد. فراشناخت به نحو مستقیم توانست خودناتوان­سازی را پیش‌بینی کند. یافته‌ها نشان دادند که فراشناخت از طریق واسطه‌گری خودکارآمدی عمومی، به نحو غیرمستقیم نیز خودناتوان­سازی را پیش‌بینی می‌کند. نقش واسطه‌ای خودکارآمدی عمومی با استفاده از آزمون بوت‌استراپ معنادار بود. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که فراشناخت از طریق افزایش خودکارآمدی عمومی دانشجویان می‌تواند بر خودناتوان‌سازی آنها اثر منفی بگذارد.