کارایی مدل HadGEM2-ES در ارزیابی نابهنجاری فصلی دمای ایران تحت سناریوهای واداشت تابشی
نویسندگان
1 استادیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jesphys.2019.279480.1007109چکیده
پدیده گرمایش جهانی در سالهای اخیر مشکلات بسیاری را برای سامانه زمین بههمراه داشته است و ایران بهدلیل اینکه کشوری خشک است، مطالعه شرایط آینده میتواند برای برنامههای مدیریتی مفید باشد. هدف این پژوهش کارایی مدل HadGEM2-ES از سری مدلهای CMIP5 مبتنی بر روش ریزگردانی دینامیکی CORDEX و وردایی نابهنجاری دمای فصلی در ایران است. در این راستا دادههای روزانه دمای هوا از 45 ایستگاه همدید طی دوره آماری (2005-1970)، دادههای دمای روزانه مدل HadGEM2-ES و ریزگردانی شده با استفاده از روش CORDEX و سناریوهای RCP برای دو دوره تاریخی (2005-1960) و پیشبینی شده طی سه دوره آینده نزدیک (2040-2011)، آینده میانی (2070-2041) و آینده دور (2099-2071) استفاده شد. برای ارزیابی کارایی مدل نیز از شش روش R2، MAE، MBE RMSE، t-Jacovides و نسبت t-Jacovides/R2 استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل از عملکرد مناسبی برخوردار است. نابهنجاری دمای فصلی در تمام فصول، سناریوها و دورههای زمانی مورد مطالعه مثبت و فصل زمستان بیشینه نابهنجاری دما را در بین فصول نشان داده است که یک تهدید بزرگ برای منابع آب کشور تلقی میشود. بیشینه نابهنجاری فصلی دمای ایران در فصول زمستان و بهار منطبق بر ارتفاعات و عرضهای جغرافیایی بالاست که شمال غرب بهعنوان کانون نابهنجاریها شناخته شد. در تابستان ارتفاعات و ایران مرکزی بیشینه نابهنجاری دمای هوا را نشان دادهاند. فصل پاییز نماینده بیشینه نابهنجاری دما در سواحل جنوبی ایران و نوار شرقی کشور است. همچنین، یک پاسخ فصلی از عملکرد مدل و تغییرات فضایی دمای هوا در ارتباط با ارتفاع و توزیع ناهمواریها در کشور دیده میشود.