بررسی تطبیقی براهین درون نگرانه ملاصدرا و جان فاستر بر تجرد نفس
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان
2 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان
3 دانشیار گروه فلسفه غرب دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jitp.2021.304921.523205چکیده
برخی از فلاسفه، انسان را موجودی صرفاً مادی و جسمانی میدانند و نفس و ذهن نیز از دیدگاه ایشان ماهیتی مادی دارد. در مقابل، دستهای دیگر، به جوهری غیرمادی که در تعامل با بدن است باور دارند. ملاصدرا فیلسوف حکمت متعالیه و جان فاستر فیلسوف ذهن معاصر بریتانیایی در دسته اخیر قرار دارند و با تکیه بر دلایلی، به اثبات تجرد نفس پرداختهاند. در این مقاله به آن دسته از استدلالهای تجرد نفس میپردازیم که جنبه دروننگرانه دارند؛ یعنی برهانهایی که در آنها بر توجه مستقیم انسان به نفس خود یا بر خودآگاهی درونی و غیرمادی او تاکید میشود. روش این دو فیلسوف در ارائه براهین، متفاوت است؛ بدین معنا که فاستر مستقیماً به آگاهی درونی انسان از حالات ذهنیاش تمرکز کرده و ملاصدرا، استدلالها را بر مقایسه ویژگیهای نفس با بدن استوار نموده است. براهین دروننگرانه از این جهت کارآمد هستند که میتوانند در عین سادگی، بدون نیاز به مقدمات پیچیده، هر انسانی را به درون خویش ارجاع دهند؛ البته ملاصدرا و فاستر، به اشکالات وارد بر دروننگری توجهی نکردهاند. پیش از اقامه این سنخ براهین باید خطاناپذیری دسترسی به حالات ذهنی و صحت شهودهای اولیه اثبات شود. همچنین باید به دستآوردهای تجربی نافی صحت دروننگری، پاسخ داد.