بررسی و مقایسه آرای ارسطو و فارابی در مسئله خطای حسّی
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلامِ اسلامی دانشگاه تهران
3 استادِ گروه فلسفه و کلامِ اسلامی دانشگاه تهران.
doi
10.22059/jitp.2021.312899.523237چکیده
در فلسفه ارسطو و فارابی معرفت از حواسّ آغاز میگردد. این رویکرد به اکتسابِ معرفت، با دو چالش مطرح شده توسّط سوفیزم دربابِ ادراکاتِ حسّی _ یعنی «خطای حسّ» و «تفسیرهای متعارض از ادراکاتِ حسّی»_ مواجه میشود. ارسطو با تقسیمِ محسوسات به «مختصّ» و «مشترک» و طرحِ مفهوم «شرایط متعادل» و همچنین با طرح دوگانهی «نمود» و «ادراک» تلاش میکند به این دو مسئله پاسخ دهد. فارابی نسبت به چالش دوّم موضِعی اتّخاذ نکرده است امّا در بابِ چالش اوّل با تقسیم یقین به «تامّ» و «غیرتامّ» راهکار متفاوتی را ترسیم میکند. از منظرِ وی یقینِ ناشی از «ادراکاتِ حسّی» یقین غیرتامّ است و با پایبندی به شرایط سهگانهای، میتوان به یقینهای حاصل از شهودِ حسّی پایبند بود. به نظر می رسد هیچیک از دو راهکارِ این دو متفکّر در حلّ مسئله خطای حسّی تامّ نیست؛ امّا راهکار ارسطو در تبیین مسئله، قابل دفاعتر از نظر فارابی است.