بررسی اهداف و اصول تربیت سیاسی برمبنای اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی معتزله

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم‌و‌تربیت اسلامی، دانشگاه پیام نور

2 استادیار فلسفه تعلیم وتربیت دانشگاه پیام نور، تهران

doi
چکیده

جریان معتزله در فرایند تربیت ازجمله تربیت سیاسی، تأثیر فراوانی داشته‌اند. تربیت اعتزالی، بر عقل، عقلانیت، آزادی و اختیار انسان تأکید دارد. لذا عقل و اختیار انسان، محور هستی‌شناسی معتزله است. این تحقیق، جنبه کیفی دارد و روش پژوهشی آن توصیفی ـ تحلیلی و روش جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. نتایج تحقیق مبین آن است که  معتزله  قائل به توانایی عقل و اختیار انسان هستند و اختیارداشتن انسان بدان‌معناست که وی دارای قدرت تعقل و تفکر است. در کارهایش می‌اندیشد و سپس یکی از آنها را بر سایر کارها  ترجیح می‌دهد و دارای این توانایی است که خودش مسیر و هدف درست را انتخاب کند. همچنین اعتقاد به توانایی عقل و اندیشه انسان در انتخاب و انجام امور، فرایند تربیت را عقلانی می‌دانند و به‌نوعی انسان‌گرای خردگرا هستند. عناصری نظیر: حاکمیت، امر به معروف و نهی از منکر و اصل «منزله بین‌المنزلتین»، عناصری هستند که شاکله اصلی بنیادهای فکری در تربیت سیاسی و اجتماعی معتزله را تشکیل می‌دهند و اطاعت از حاکم در این گفتمان، فرض است و انقلاب علیه حاکم را رد می‌کنند و آن را تنها در کفر آشکار و یا انکار یکی از ضروریات دین مجاز می‌شمارند و اغلب نیز، به صبر و تغییر مسالمت‌آمیز فرامی‌خوانند. از نگاه معتزله، مهم‌ترین اهداف تربیت سیاسی عبارت است از: پرورش قدرت آزادی  و اختیار و مسئولیت در فرد، رشد سیاسی، تربیت انسان آزاداندیش و پرورش روح عدالت‌خواهی و همچنین مهم‌ترین اصول تربیت سیاسی‌ عبارت است از: تکیه بر عقل و توانایی‌های شناختی انسان، آزادی و انتخاب، مسئولیت، اصل مشارکت در فرایند سیاسی و اصل توأم‌بودن علم و عمل.

کلیدواژه‌ها