آموزش همگانی هنر: مطالعۀ جامعهشناختی آموزش غیرحرفهای هنر در میان هنرجویان مراکز آموزشی شهر تهران در سال 1391
نویسندگان
1 دکتری جامعه شناسی و استادیار دانشگاه هنر تهران
2 کارشناس ارشد برنامه ریزی گردشگری دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsal.2013.51005چکیده
آموزش همگانی هنر، بهعنوان بخشی از برنامۀ اوقات فراغت، به همت سازمانها و نهادهای فرهنگی دولتی و خصوصی اجرا میشود. یادگیری تفننی و فراغتی هنر نه تنها موجب افزایش مهارتهای هنری و آشنایی با سبکهای هنری میشود، بلکه با بهاشتراکگذاشتن تجربههای هنری موجب افزایش مهارت در کار گروهی، افزایش مشارکت فرهنگی، و در نهایت افزایش اعتمادبهنفس خواهد شد. بنابراین، پرداختن به آموزش همگانی هنر بخش مهمی از برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی است. در این مقاله، برای شناخت ابعاد مفهومی آموزش همگانی و غیرحرفهای هنر، چهار نوع آموزش تخصصی، حرفهای، عمومی، و همگانی از یکدیگر تفکیک شدهاند و بر ضرورت توسعۀ آموزش همگانی، نه تنها بهعنوان یک برنامۀ فرهنگی، بلکه بهعنوان زیرساختهای آموزش تخصصی و حرفهای هنر، تأکید شده است. هدف این مقاله، تحلیل جامعهشناسانۀ وضعیت آموزش همگانی هنر است تا به این پرسشها پاسخ داده شود: پتانسیل اجتماعی توسعۀ آموزش هنر در میان چه قشرهایی از جامعه بیشتر است؟ گسترش آموزش هنر در میان کدام قشر اجتماعی به برنامهریزی بیشتر نیاز دارد؟ متعاقباً به این پرسشها نیز در مطالعۀ میدانی پرداخته خواهد شد: هنرجویان کلاسهای آموزشی در مراکز فرهنگی شهر تهران چه ویژگیهای فرهنگی و اجتماعیای دارند؟ آموزش هنر را در چه حوزة فرهنگی، برای فراغت خود انتخاب کردهاند؟ چه نگرشی به گونههای مختلف هنری دارند و عوامل تأثیرگذار بر این نگرش کداماند؟ پاسخ به این پرسشها، میتواند از یکسو متقاضیان آموزش غیرحرفهای و حرفهای هنر را ارزیابی کند و از سوی دیگر زمینه را برای برنامهریزی فرهنگی در ارتقای کلاسهای آموزش فراغتی هنر فراهم سازد. برای پاسخ به پرسشهای تحقیق، با روش پیمایشی با 200 نفر از هنرجویان کلاسهای آموزش نقاشی در مراکز آموزشی شهر تهران مصاحبه شد. یافتههای این تحقیق نشان داد که هنرجویان مراکز آموزشی طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه و گروههای سنی مختلف با تحصیلات و سطح طبقاتی متفاوتاند؛ البته این دسترسی در طبقات پایین بسیار محدودتر و در طبقات متوسط و متوسط رو به بالا بیشتر است.