زن و قدرت در خانواده (تحلیل محتوای شش رمان پرفروش دهة اخیر)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار گروه مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jsal.2013.51007چکیده
«زن و قدرت در خانواده» تحلیل محتوای کیفی شش رمان پرفروش سالهای 1378 تا 1388 است که نویسندگان آنها همگی زن بودهاند. این مقاله نحوة بازنمایی قدرت زنان در خانواده و شکل مناسبات زنان با سایر اعضای خانواده را در این شش رمان بررسی میکند. در این بررسی، ایدههای جامعهشناسی رمان و ادبیات عامهپسندِ مطالعات فرهنگی بهکار گرفته شده و به جایگاه زنان و قدرتشان در خانواده و تلاششان در جایگاه یک طبقة فرودست برای مقاومت و قدرتیابی توجه ویژه شده است. معیارهای اصلی انتخاب رمانها، پرفروشبودن، زنبودن نویسنده، زنبودن شخصیتهای اصلی رمان، و تأکید داستان بر ابعاد قدرت زنان در خانواده بوده است. تاریخ اولین چاپ همگی این آثار بعد از دهة 70 است که به عقیدة میرعابدینی (1379) دورهای است که تحول چشمگیری در حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی از جمله رماننویسی، بهویژه در رمانهای عامهپسند، اتفاق افتاده است. در این پژوهش، از تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شده که به جای درنظرگرفتن فرضیهها و اثبات قضایای نظری، بر استفاده از مقولههای اخذشده از الگوهای نظری تأکید دارد. در این مقاله، مقولههای اصلی «قدرت» و «شخصیت زن داستان» به کمک مقولههای فرعیتر تعیین مصداق شده و از این طریق در تحلیل رمانها و برای پاسخگویی به اهداف تحقیق بهکار رفتهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد شخصیتهای اصلی زن در این رمانها به دنبال تعریف جدیدی از هویت و قدرت زن در خانوادهاند؛ قدرتی که کم و بیش از بهچالشکشیدن قدرت همهجانبة مردان شکل میگیرد. با این حال، زنان این رمانها عناصری در کنار مردان و نه در برابر آنها تصویر میشوند که خوشبختی را با مردان و در زیر چتر حمایت آنان مطالبه میکنند. به عبارت دیگر، قدرتیابی جدید زنان در این رمانها، به دنبال استقلال مطلق از مردان نیست و این نکته خود یکی از مهمترین دلایل پرفروشبودن این رمانها در میان زنان خانهدار است.