بررسی و نقد نظریههای «کلام جدید و نسبت آن با کلام قدیم»
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه پردیس فارابی دانشگاه تهران.
2 دانشجوی دکتری کلام امامیه پردیس فارابی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpht.2013.35494چکیده
امروزه تعیین مرزهای علوم و مشخص کردن وزن دانشهای نوپیدا، به عنوان علم جدید یا ادامة همان علم سابق، امری ناگزیر است. در مورد کلام قدیم و کلام جدید و رابطه آنها با یکدیگر، دیدگاههای گوناگونی میان اندیشمندان معاصر مطرح شده است. از یک سو، برخی آنها را دو علم جداگانه با دو هویت معرفتی مستقل میدانند که در همه اضلاع-حتی در موضوع و غایت - متفاوتاند و در نتیجه، تفاوت ماهوی دارند و از سوی دیگر، بیشتر دانشوران تفاوتی ماهوی میان آن دو قائل نیستند و کلام جدید را دنباله کلام قدیم و مرحله کمالی و تحولیافته آن، در برخی یا تمام اضلاع معرفتی میدانند. این پژوهش، با تأکید بر تفاوت میان کلام جدید و الاهیات جدید و خاستگاه متفاوت آن دو، با واکاوی و نقد رهیافتهای کلام جدید، آنها را به شیوهای علمی و منطقی بررسیده و کوشیده است نظریهای را که در این بزنگاه به صواب نزدیکتر است بیابد. در نهایت، حاصل این کوشش، برگزیدن نظریه یکسانانگاری ماهویِ کلام جدید و کلام قدیم، با محوریت تجدد در برخی اضلاع معرفتی آن، بوده است.