عقل یونانی و الاهیات مسیحی در سده‌های اولیه و میانه

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دین پردیس فارابی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jitp.2020.293959.523174
چکیده

در جهان اندیشه برای نخستین بار در یونان باستان از زمان پیش سقراطی‌ها، عقل به مثابه تنها ابزار شناخت آدمی در مقابل نگاه‌های اسطوره‌ای و رازآلود به جهان قرار گرفت و در نزد ارسطو سازوکار عینی یافت. به همین جهت ما ارسطو را مصداق بارز و نهایی عقل یونانی تلقی می‌کنیم و در این نوشتار مواجه الاهی دانان اولیه مسیحی با عقل یونایی و نسبت آن با ایمان مسیحی را بررسی می‌کنیم. فرضیه ما این است که عقل عرفی به مثابه تنها ابزار عادی و عرفی شناخت آدمی که ما از آن به عقل یونانی تعبیر می‌کنیم نزد الاهی دانان دوره‌های اولیه و میانه مسیحی با همین وصف شناخته شده بود و آنان نیز آن را با همین وصف به رسمیت می‌شناختند. بر این اساس به سراغ الاهی دانان بزرگ و تأثیرگذار دوره آباء رفته‌ایم و تلقی آنها از مواجهه و تقابل ایمان مسیحی با عقل یونانی را پی گرفته‌ایم تا از این رهگذر تلقی آنان از عقل را دریابیم. در نهایت به این نتیجه رسیده‌ایم که الاهی دانان دوره اولیه و میانه مسیحی از عقل یونانی به حکمت بشری، فلسفه و حکمت این جهانی تعبیر می‌کردند  و همان تلقی یونانی - ارسطویی یعنی به عنوان تنها ابزار عادی و عرفی شناخت از آن داشتند و در مقابل، ایمان یا وحی مسیحی را نوعی فیض فوق طبیعی یا فوق عقلی می‌دانستند. در نتیجه همیشه محدوده و حوزه کارکرد این دو را از هم متمایز دانسته‌اند؛ این بررسی و نتیجه‌گیری به جهت مواجهه ما با مباحث عقل و ایمان می‌تواند راهگشا و مفید باشد.