بررسی ظرفیت های علم اشتدادی نزد سهروردی و ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی گرایش حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jitp.2020.299377.523191چکیده
با التفات به تناظر حقیقی میان انسان با مراتب «هستی» و «حقیقت» و افزودن «شهود» - در حکمت اشراق - و «تأویل» - در حکمت متعالیه-، به مثابه یک روش در طول سایر طرق فهم حقیقت، امکان کشف ساحت وسیعتری از علم میسور میگردد که نه تنها با سایر ابزارها و روشها منافات ندارد بلکه جامع همه آنها قلمداد میشود. هدف نوشتار حاضر این است که با بررسی مؤلفههای مذکور در حکمت اشراق و متعالیه، ظرفیت این ساحت از علم، که میتوان آن را «علم اشتدادی» خواند، را مورد سنجش قرار دهد و در راستای نظریههای مختلف فلسفه علم، به ارائه علم شناسی نوینی بپردازد. در این دو مکتب هستی ذومراتب بوده و انسان همواره در مسیر کشف حقیقت اعم از آفاقی و أنفسی در تکاپو است و به موازات ارتقای درجات وجودی افراد، طیف ممتدی از دریافتها و فهمهای متعدد نیز رخ میدهد. از اینرو به نظر میرسد با شناسایی ظرفیتهای علم اشتدادی در حکمت اشراق و متعالیه، علم به ابعاد مختلف یک شیء و حذف شکاف میان عالم و معلوم ممکن گردد؛ به گونهای که با مجوز دریافتهای متعدد از حقیقت واحد، به شکاکیت و نسبیت مذموم نیز منجر نگردد.