حل مسئله شکاف بین علم و عمل اخلاقی ازطریق آموزه قرآنی «شاکله» (باتأکیدبر اخلاق کاربردی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف دانشگاه قم
doi
چکیده
مسئله شکاف بین علم و عمل اخلاقی از دیرباز مورد توجه آموزههای دینی و نیز بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. سقراط و افلاطون، معرفت را معادل فضیلت میدانستند و بر این باور بودند که اگر انسان دارای معرفتی روشن نسبت به خوبی و بدی اعمال باشد، همین معرفت کفایت میکند که از بدی پرهیز کند و اعمال خوب را انجام دهد. ارسطو این دیدگاه را نپذیرفت و معتقد بود ضعف اراده بین علم و عمل، شکاف و فاصله ایجاد میکند. ازنظر او تربیت صحیح و عادات خوب، رافع شکاف بین علم و عمل اخلاقی است. برخی الهیدانان، ایمان را چارهکار دانسته و معتقدند برای عملکردن به کارهای خوب و پرهیز از کارهای بد، لازم است علاوهبر علم و معرفت، ایمان هم در شخص وجود داشته باشد؛ اگر معرفت با ایمان همراه شود، به عمل میانجامد و الّا خیر. جستار پیش رو که به روش توصیفی ـ تحلیلی و با هدف ارائه راهحلی در مسئله «شکاف بین نظر و عمل اخلاقی» اجرا شده است، به این نتیجه دست یافت که اگر از استثنائات چشمپوشی کنیم و درصدد ارائه یک قاعده اخلاقی و انسانشناسانه باشیم، شاکله انسان که محصول خصلتهای ژنتیکی، تربیت و محیط زندگی است، بیشترین تأثیر را بر نحوه عملکرد انسان دارد. اگر عملی از دوره کودکی و نوجوانی ازطریق تربیت، به عادت و ملکه تبدیل شود، این عادت تا پایان عمر، انسان را رها نخواهد کرد. بنابراین، رافع شکاف بین علم و عمل را باید در شاکلۀ خوب، جستجو کرد.