زمان انفسی به عنوان افق فراتاریخی تاریخمندی دازاین

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ علوم قرآنی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

2 استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران

doi
10.22059/jitp.2020.292533.523165
چکیده

این مقاله در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا می‌توان برای انگارۀ «زمان انفسی» یا «زمان لطیف» تفسیری فلسفی و خردپسند به دست داد؟ البته این پرسش سرآغاز طرحی بود که هانری کربن شیعه‌شناس و پدیدارشناس معاصر دیرزمانی آن را دنبال می‌کرد و سخت در پی پیدا کردن رهیافتی در فلسفۀ مارتین هایدگر بود که از رهگذر آن، از افق تاریخمندی دازاین که حاصل واشکافیهای پدیدارشناسانۀ هایدگر از هستی دازاین بود، نقبی به افقهای فراتاریخی این «بود و باش» بزند. حکیمانی چون شهاب الدین سهرودی، شیخ جعفر کشفی، سید احمد علوی و قاضی سعید قمی خیلی پیشتر از این بزرگواران به افقهایی از این دست پی برده بودند و کوششهای فلسفی خود را برای بازنمود و بازگو کردن آنها به خرج داده بودند. به منظور پیکربندی کردن چنین مبحثی، مقاله پس از صورتبندی مسئله، به سراغ انگارۀ زمان انفسی در آثار حکیمان مسلمان رفته ودر پی آیند آن، پدیدۀ تاریخمندی را در کتاب هستی و زمان هایدگر دنبال می‌کند، آنگاه نوشته‌های هانری کربن را می‌کاود تا نشان دهد که او چگونه از فلسفۀ هایدگر کلیدی برای فهم و تفسیر ایدۀ زمان لطیف بهره برده است. این موارد از بروندادهای این مقاله است:گفت و گوی فلسفی حکیمان خاور و باختر زمین‌ـ‌چیزی که برخی آن را فلسفۀ تطبیقی می‌خوانند؛ پیگیری کوششهای پدیدارشناسانۀ مارتین هایدگر و دست پیدا کردن به افقهایی ورای تاریخمندی دازاین؛ به دست دادن رهیافتی معقول و فلسفی برای فهمیدن برخی داده‌های دشوار فهم و پیچیدۀ متنهای مقدس خاصه قرآن کریم.