مسئله وجود در فلسفة کندی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jitp.2020.283691.523123
چکیده

در فلسفۀ کندی، به عنوان اولین فیلسوف مسلمان، مسئلۀ وجود به سبک مخصوص به خود مطرح بوده است. لفظ «وجود» در فلسفۀ کندی کم به کار رفته و به جای آن بیشتر از کلمۀ «کَون» یا «أیس» در مقابل «لیس» و یا از کلمه «إنّیه» استفاده شده است؛ البته گاهی نیز کلمۀ «وجود» در آثار کندی به معنی ادراک و وجدان به کار رفته است. کندی میان شیء و ذات آن تفکیک می‌کند و این بی‌شباهت به تفکیک میان وجود و ماهیت بین متأخرین نیست. همچنین، از مجموع سخنان او در بابِ حقیقتِ خداوند، مسئلۀ آفرینش و جعل و به خصوص تحلیلِ حقیقت وحدت چنین برمی‌آید که وی اصالت و واقعیت داشتن را از آنِ وجود می‌داند و ذات و ماهیت را امری اعتباری می‌شمارد؛ به همین خاطر می‌توان او را پیش از فارابی و بوعلی نخستین فیلسوفِ وجودیِ جهان اسلام دانست، اگرچه در آن زمان اصالت وجود یا ماهیت به عنوان یک مسئله مطرح نبوده است.