بررسی انگاره «تفسیر به رأی بودن» برداشت‌ها و تأویلات عرفانی با تأکید بر آراء ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان؛

2 دانش آموخته دکتری فلسفه اسلامی- حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان

3 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jitp.2020.276191.523092
چکیده

تأویل، صورت عمیقی از تفکر است که از راه قابلیت­های ادراکی انسان در پی کشف نانوشته­های متن است. گاهی تأویل­های عرفا و حکیمان مورد نقد واقع شده و آن­ها را تفسیر به رأی و تحریف معنوی قرآن و یا تأویل­هایی ذوقی و بدون منطق عقلانی شمرده­اند. هدف این مقاله بررسی این انگاره است و برای بررسی آن در پی استنباط منطقی از تأویل متن و استخراج برخی قواعد تأویلی با تکیه بر آراء صدرالمتألهین است..روش تحقیق، توصیف و تحلیل و استنباط قواعد با محوریت تأثیر مبانی شناخت(شناخت قرآن، هستی و انسان) بر تأویل است. بر مبنای قرآن شناختی دو قاعده صحت استناد به همه لوازم کلام خداوند و نیز نظریه روح معنی و بر مبنای هستی شناختی و تطابق عوالم هستی و حجیت قالب وحی (علاوه بر محتوای آن)، قاعده تغییر زمینه متن و بازسازی الفاظ در زمینه متناظر وبر مبنای اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، و نیز مراتب وجود،قاعده توجه به اعتبارات عالم عقل و بر مبنای معرفت شناختی قوای ادراکی انسان، لزوم ضابطه مندی تأویل، از جمله قواعدی است که منطق تأویل را در فهم آموزه­های دینی شکل می­دهد. توجه به این قواعد می­تواند تا حد زیادی، اتهام تفسیر به رأی و ذوقی دانستن و بی اعتنایی علمی به تأویل­ها را برطرف کند و به فهم عمیق­تر آموزه­های دینی یاری رساند.