تحویل‌ناپذیری دو معنای «توانایی» و مسئلۀ علت ناقصه

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jitp.2019.269148.523068
چکیده

دو معنا از «توانایی» در سنت تفکر اسلامی رایج است. در تعریف فیلسوفان از «توانایی» مفهوم ضرورت و در تعریف متکلمان مفهوم امکان مندرج است. مطابق دیدگاه نخست، همین که فاعل در وضعیتی باشد که اگر کاری را بخواهد آن را انجام دهد و اگر نخواهد آن را انجام ندهد و نیز مانع یا رافع بیرونی او را از تحقق خواسته­اش باز ندارد، توانا محسوب می­شود. در نقطه مقابل، دسته­ای از متکلمان معتقدند که فاعل در صورتی توانا محسوب می­­شود که از «امکانِ فعل و ترک» برخوردار باشد. فخر رازی این دو تعریف را قابل ارجاع به یکدیگر می­داند. خواجه نصیر این صلح را «صلح من غیرتراضی طرفین» می­داند. او با تفکیک میان دو گونه از فاعل ـ فاعل­های امکانی و فاعل تامّ ـ مدعی می­شود که این دو تعریف در خصوص خداوند غیرقابل تحویل به یکدیگر و در مورد فاعل­های امکانی (انسانی) تحویل­پذیر به یکدیگر هستند. در این مقاله بعد از ذکر دلایل این مدعا خواهم گفت که این دو تعریف حتی در مورد فاعل‌های امکانی نیز تحویل­پذیر به یکدیگر نیستند. زیرا تنها راه حل برای جمع­پذیری این دو تعریف ـ توسل به علیت ناقصه ـ با اشکالات متعددی مواجه است.