نظریۀ شبح به خوانش ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
3 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
4 استاد گروه گروه فلسفه و کلام، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
doi
10.22059/jitp.2019.270320.523069چکیده
پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به پرسش: «رابطۀ میان علم و نظریۀ شبح به خوانشِ ملاصدرا چیست؟» شکل گرفت؛ با نگاهی به شبکه واژگانی ملاصدرا و رویکرد وجودی خاص او، میتوان تحلیلِ خوانشِ او از نظریۀ شبح را در مراحل زیر خلاصه نمود: 1. بیان مفاد نظریۀ شبح و نفی هرگونه تطابق میان وجود خارجی و شبح ذهنی، پذیرش اثر وجودیِ شبح و معرفی شبح به عنوان علت معدۀ حصول علم با نگاه وجودی خاص خود. 2. بیان مفیدِ علم بودن شبح برای کیفیات و معدومات. 3. بیان نقدهای وارد بر نظریه شبح و تحلیل نقدها. 4. طرح نظریه وجود ذهنی که علاوه بر ایجاد علم در معدومات و کیفیات، در سایر موارد وجودی نیز مفید علم باشد. با این تحلیل، میتوان این احتمال را بهعنوان یافتۀ این تحقیق بیان نمود که تئوری شبح، با اینکه مورد انتقاد جدی ملاصدرا است، با این حال ملاصدرا با نگاهی خاص، از این نظریه به عنوان مرحلهای از مراحل تکامل نظریۀ وجود ذهنیِ خود بهره برده است، نگارندگان بر این نگاه پافشاری ندارند اما اینگونه میاندیشند که در صورت پذیرش این نگاه مسئله صورت جدیدی پیدا خواهد نمود.