تحلیل واگراییها در سازمان همکاری اسلامی براساس نظریه کانتوری و اشپیگل - با تأکید بر جمهوری اسلامی ایران-
نویسندگان
1 دکترای علوم سیاسی و عضو هیات علمی،گروه علوم سیاسی، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران
2 دکتری علوم سیاسی و عضو هیات علمی، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران
doi
چکیده
در عرصه منطقهای، کشورها درصددند که همگرایی را با توجه ویژگیهایی که از آن برخوردارند تأمین کنند. کشورهای در جست و جوی اتحاد نیازمند برخورداری از مؤلفههای همگرایی چون، ژئوپلیتیک مشترک، دین مشترک، و... هستند؛ درغیرصورت روابط به واگرایی نیز سوق داده میشود. این واگرایی در میان سازمان همکاری اسلامی در روابط با جمهوری اسلامی ایران مشهود است. براین اساس این پژوهش بهدنبال طرح این سؤال است که بر مبنای نظریه همگرایی کانتوری و اشپیگل، واگراییهای جمهوری اسلامی ایران و سازمان منطقهای سازمان همکاریهای اسلامی بعد از انقلاب اسلامی چه عواملی را در بر میگیرد. فرضیه پژوهش بهدنبال این است که رابطه جمهوری اسلامی ایران با سازمان همکاریهای اسلامی که دچار واگرایی قابل توجهی براساس اختلافات ساختاری، هویتی، رفتاری و... است براساس نظریه همگرایی کانتوری و اشپیگل با نقاط ضعف و قوت واگراییها عبارت است از: نبود تاریخ مشترک، قومیت متفاوت، نژاد، ساختار سیاسی و نوع نظام سیاسی متفاوت و همچنین نوع نگاه متفاوت به تحولات منطقهای و جهانی بررسی کند. روش پژوهش تحلیلی ـ توصیفی است.