مفهوم متافیزیکی فرارویدادگی و زندگی پس از مرگ (در تأثیر فرارویدادگی حالات ذهنی بر حالات مغزی ـ عصب‌شناختی بر مسئلۀ امکان زندگی پس از مرگ)

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22059/jitp.2019.252434.523009
چکیده

این مقاله تلاشی است در جهت تحلیل مفهوم فرارویدادگیِ نفس بر بدن (یا حالات مغزی ـ عصب‌شناختی) و بررسی تأثیر اذعان به چنین رابطه‌ای میان نفس و بدن بر مسئلۀ زندگی پس از مرگ. مدعای این مقاله این است که مفهوم فرارویدادگی (که اجمالاً به معنای تأکید بر هم‌تغییری، وابستگی هستی‌شناختی و بی‌طرفی نسبت به تحویل‌پذیری است)، فاقد توان تبیینی کافی برای صورت‎بندی فیزیکالیستی مسئله رابطۀ نفس و بدن است. از این روی، حداکثر می‌تواند شاخصه‌هایی را در توصیف رابطۀ آن‎ها در اختیار نهد. شاخصه‌هایی که از یک سو با نسخه‌هایی از زندگی پس از مرگ که مبتنی بر دوگانه‌انگاری افلاطونی ـ دکارتی باشند، ناسازگاری دارد و از سوی دیگر، صرفاً دلالت فیزیکالیستی نداشته و افزون بر نسخه‌هایی از زندگی پس از مرگ که با فیزیکالیسم سازگارند، با نسخه‌های یگانه‌باورانه و البته غیرفیزیکالیستی و غیرتحویلی نیز سازگارند.